۱۴۰۱ خرداد ۲, دوشنبه

رفعت رنجبران لنگرودی و امیر جواهری لنگرودی/ تُف بر ایل و تبارتان باد، شرم کنید!

تُف بر ایل و تبارتان باد، شرم کنید!

رفعت رنجبران لنگرودی و امیر جواهری لنگرودی

 خبری که این روزها دربارۀ مداح بی مقداری به نام ابوذر روحی در سطح شبکههای مجازی دست به دست می گردد، موجب این شد که یادداشت را بنویسم و منتشر کنیم.

لنگرود شهر تبار به خون نشستۀ نسلیست که در دوران انقلاب در صف نخست شهرهایی بود که علیه دیکتاتوری شاه مبارزه میکرد، نخستین شهری بود که در انقلاب آزاد شد. همان انقلاب که شماها امروز بر خرمرادش سوار شده‌اید و همه کارۀ شهر لنگرود گشتید، همین شمایی که آن روزگاران یا وجود نداشتید یا کودکانی بودید که پدران‌تان در کنج دنج خانه‌های روستایی، پای منقل و چرتکه نشسته بودند. در آن سال‌ها، نیروی جوان محلات شهر لنگرود که جانبدار مردم نادار بودند، شهر را باریکارد بسته و محلات را سنگر مقاومت مردم در برابر پیشروی ارتجاع کرده بودند.

شهری که در جنبش چپ و آزادیخواهی، چهرههای تابناکی را به فرهنگ و تاریخ معاصر ایران عرضه داشته و نمادی از حیثیت و شرافت انسانی را درخود جای داده و تعدادی از شریف‌ترین فرزندان آن در زمرۀ خفتگان خاوران‌های ایرانند، هریک آنان پروندۀ آزادی خواهی مردم را با کُوله باری از خاطره با خود یدک می‌کشند.

شما سرداران آبرو باختۀ امروز با بلند کردن بنری در پارک عمومی شهر، یاد بود نکره‌ای را به نام: «اینجا لنگرود پایتخت  "سلام فرمانده"» نام می‌گذارید!

و این در حالی‌ست‌که کُوس رسوایی فرمانده و خوانندۀ "سلام فرمانده"تان به هوا خاسته است. درست در چنین هنگامه‌ای که مردم معترض به خاطر گرانی و بیدادگری نظام در خیابانند؛ بار دیگر جانوری از گونۀ سعید طوسی (قاری پدوفیل قرآن بیت رهبری) در هیکل خوانندۀ سرود تبلیغاتی «سلام فرمانده» ابوذر روحی اینبار در لنگرود نمایان شده. همان نقش را بازی میکنند وعجیب آنکه همۀ اینها خوانندهاند، یکی قاری قرآن و آن دیگری خوانندۀ ترانه نوکرمنشانه، کاسه لیسانه و سیاه کارانۀ "سلام فرمانده".  فرماندهی که سر سلسلهاش را جنایتکاری با مشخصۀ قاسم سلیمانی، جانی و کوچک ابدالی همچون: محسن رضایی‌ها و فرماندهان سپاهی موشک انداز برهواپیمای اوکراین و آتش به‌اختیاران سپاه از صدر تا ذیل به عهده دارند!

۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۹, پنجشنبه

بیانیه ۲۷ نهاد چپ و دمکراتیک / از مبارزات و اعتراضات سراسری علیه گرانی در ایران دفاع می کنیم!

بیانیه ۲۷ نهاد چپ و دمکراتیک

از مبارزات و اعتراضات سراسری علیه گرانی در ایران دفاع می کنیم!

 


جامعه ایران دستخوش تحولات عظیمی است. با گران شدن نان و دیگر مایحتاج عمومی، مردم جان به لب رسیده، چون دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ با شعارهای کوبنده نفرت و انزجارشان را  از سرکوب، گرانی، استثمار، تبعیض، بیکاری و فقر و فلاکت و نیز نفرت خود را از کلیت نظام حاکم در ایران در خیابانها فریاد میزنند. اعتراضات و مبارزه علیه بی حقوقی به اشکال مختلف در جریان است.

بیش از چهار دهه، نبود آزادی بیان، حق تشکل و حق تجمع، تبدیل شدن کارگران و مزدبگیران به نیروی کار ارزان، کالایی شدن آموزش و درمان، سرکوب و بی حقوقی زنان شرایط را برای اکثریت مردم غیر قابل تحمل کرده است و خواهان به زیر کشیدن کلیت طبقه حاکمه هستند. رژیم سرکوبگر راه حلی در مقابل اعتصابات، اعتراضات و تجمعات اعتراضی ندارد و مانند همیشه از دستگاههای سرکوب استفاده نموده است. از اول ماه مه ۱۴۰۱ دستگیریهای گسترده تری را شروع کرده اند. دستگاه امنیتی رژیم سناریوی ساختگی را علیه فعالین کارگری و معلمان بار دیگر براه انداخته است. کارگران و رانندگان شرکت واحد در تهران اعتصاب وسیعی را برای حق معیشت سازماندهی کرده و دولت و کارفرمایان برای مقابله با اعتصاب از نیروهای نظامی بعنوان اعتصاب شکن استفاده میکنند. در حالی که کارگران اعتصابی از حمایت وسیع دیگر بخشهای طبقه کارگربرخوردارند.

زندان ها در ایران مملو از زندانیان سیاسی و عقیدتی است که در شرایط سخت و طاقت فرسایی به سر میبرند و هر لحظه با شکنجه های مختلف مورد آزار قرار میگیرند.

در اعتراضات مردمی که چند روز گذشته درشهرهای مختلف آغاز گردیده است، دستگیریهای بیشماری تا کنون صورت گرفته و متاسفانه چندین نفر تا کنون کشته و زخمی شده اند. 

ما نهادهای چپ و دمکراتیک ضمن حمایت از اعتراضات جاری علیه گرانی و اعتصاب کارگران در ایران و نیز اعتصاب و خواسته های به حق رانندگان و کارگران شرکت واحد و خواست آزادی کلیه دستگیرشدگان، برای انعکاس بیشتر اخبار مبارزات در ایران در رسانه های بین المللی کوشا خواهیم بود.

نهادهای چپ و دمکراتیک در راستای حمایت و پشتیبانی از مبارزات و اعتراضات مردمی در چندین شهر از جمله استکهلم، برلین، فرانکفورت، هانوفر ، گوتنبرک سوئد، پاریس، لندن، آمستردام، سیدنی، لس آنجلس و... با  برگزاری آکسیون و گردهمائی به خیابان می آئیم تا صدای مردم معترض ایران را بگوش جهانیان برسانیم. 

۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۴, چهارشنبه

امیر جواهری لنگرودی/ گزارش پایانی دادگاه نوری واظهارات ملتمسانه حمید نوری در آخرین ساعات دادگاه استکهلم

 

گزارش پایانی دادگاه نوری واظهارات ملتمسانه حمید نوری در آخرین ساعات دادگاه استکهلم ! 

امیر جواهری لنگرودی


طرح فوق کار سیامک نادری از زندانیان سیاسی جان بدر برده  از کشار دهه شصت ویکی از حاضرین در دادگاه نوری - استکهلم!

لحظاتی پیش ساعت ۱۱/ ۵۲ دقیقه به وقت اروپای مرکزی؛ نود و دومین جلسه دادرسی حمید نوری دادیار و جنایتکار کشتار خونین تابستان ۱۳۶۷ ، در استکهلم به پایان رسید و برپایه تقاضای دادستان ها و وکلای خانواده ها ی خاورانی و شاکیان و شاهدان تقاضای حبس ابد را برای این جنایتکار نموده اند؛ رئیس دادگاه ،قاضی ساندر اعلام داشت : تصمیم نهایی دادگاه در تاریخ۱۴ جولای۲۰۲۲  برابر۲۳ تیر۱۴۰۱ اعلان خواهد شد !

*******

صبح امروزچهارشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۱ برابر با ۰۴ می ۲۰۲۲، بعد از ۹۲ جلسه دادارسی حمید نوری در استکهلم ، قاضی ساندر ، رئیس دادگاه استکهلم اعلام داشت : با تقاضا و خواست دادستان ها و وکلای خانواده های خاورانی و شاکیان و شاهدان ، حمید نوری به اشد مجازات که در قوانین قضایی سوئد معادل حبس ابد است، پرونده یاد شده ،پیگیری خواهد شد. 

قاضی ساندرادامه داد  تصمیم دادگاه این شد که حکم نهایی دادگاه سوئد در تاریخ در تاریخ۱۴ جولای۲۰۲۲ برابر۲۳ تیر۱۴۰۱صادرو اعلان خواهد شد و ادامه داد : حمید نوری به خاطر ریسک فرار و آن گونه که قانون تعیین کرده است ، باید در زندان باشد .

۱۴۰۱ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

امیرجواهری لنگرودی/ ویژۀ رسول بداقی : محکومیت رسول بداقی، باید بی قید و شرط لغو گردد

ویژۀ رسول بداقی

محکومیت رسول بداقی ، باید بی قید و شرط لغو گردد!

امیرجواهری لنگرودی


amir_772@hotmail.com



یادداشت:

به آنانی که هیچ نمی‌گویند!

چندان مهم نیست که این شعر را برتولت برشت سروده و یا مارتین نیمولر، هر چه هست حکایتی ست که سال‌ها آن را زیسته‌ایم. مایی که هیچ نمی‌گوییم...

در آغاز نازی‌ها، برای گرفتن کمونیست‌ها آمدند
من هیچ نگفتم و سکوت کردم، لام تا کام دم نزدم.
زیرا من کمونیست نبودم.

بعد سراغ سوسیالیست‌ها آمدند،
سکوت کردم، زیرا سوسیالیست نبودم.

بعد برای گرفتن کارگران و اعضای سندیکا آمدند
من چون در شمار آنها نبودم، هیچ نگفتم
زیرا من عضو سندیکا نبودم.

یهودی‌ها را که هدف گرفتند،
بازهم واکنشی از خود نشان ندادم،
چون یهودی نبودم.


سپس برای گرفتن کاتولیک‌ها آمدند
من باز هیچ نگفتم
زیرا من پروتستان بودم.

سرانجام برای گرفتن من آمدند
دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود
حالا هیچ کس نبود تا صدایی به اعتراض برآرد!

حالا حکایت ماست. که هر روز از پس روز دیگر، یکی را احضار، آن دیگری را بازداشت و به آن سومی دستبند می‌زنند و آن آموزگار چهارمی را از کار بیکار می‌کنند و پنجمی را تبعید و ششمی را در زندان به غل و زنجیر می‌کشند و هفتمی را بعد از سپری کردن دوران زندان وی، به ملی کشی وا می‌دارند تا به روزگاری که فرزند، پدر را نشناسد و... این داستان همچنان ادامه دارد. در پیچ و خم این روز گار پر قیقاج، دقیق فکرکن شاید، فردا نوبت من و تو و ما باشد.

زنده یاد فرزاد کمانگر، معلم آزادۀ اعدامی کُرد در بخشی از یادداشت بلندش به نام «بندی بند ۲۰۹» می‌نویسد: «اتاق بازجویی‌مان همان اتاقی بود که راننده‌های شرکت واحد و معلم‌ها بازجویی شده بودند. میز بازجویی همان میزی بود که دانشجوها بر روی آن یادگاری نوشته بودند و تختی که من روی آن می خوابیدم، همان تختی بود که "عمران" جوان بلوچ قبل از اعدام رویش نوشته بود، دلم برای کویر تنگ شده، چشم بندمان هم همان چشم بندی بود که اعضاء کمپین یک میلیون "فریاد خاموش" به چشم داشتند، پس نباید غریبگی کرد و نباید هم دیگر را فراموش کرد، این‌ها همه یک جورهایی آشنایند. این جا همه چون شمایند، راستی، فکرکن شاید فردا نوبت تو باشد...» (۱)

یادداشت معلمی که جان بر سر آرمان خویش نهاد، هشدار بی‌مثالی‌ست برای یکایک ما که ضربت فراموش نشدنی  بیش از چهار دهه حاکمیت سیاه ضد فرهنگی‌اش را در تمامی عرصه‌های زندگی تجربه کرده‌ایم. من پیشتر هم در فیس بوک درباب صدور حکم ضد انسانی و ابلهانه به رسول بداقی عزیز نوشتم: «چنین حکم ضد انسانی، آغازی‌ست برای شلاق کش کردن همه معلمان کشور ... رسول سر آغاز راه است ... باید راه پیشروی حاکمیت را بست!!»

این حکم ضد انسانی باید باطل شود و در مطالبات فرهنگیان کشور در اعتراض روز یکشنبه یازدهم اردیبهشت برابراول ماه مه روزهمبستگی بین المللی طبقۀ کارگر، در سراسر کشور باید بدل به فریاد بلندی گردد و خواستارچنین احکام ضد انسانی گردیم.

منبع:

۱) آرش زمانه، یاد نامه زنده یاد فرزاد کمانگر، بندی بند۲۰۹ ، ص۶۱


حکم ضد انسانی رسول بداقی را پاره کنید!

به گفتۀ رامین صفرنیا وکیل دادگستری

 نخستین جلسه ی دادگاه رسیدگی به اتهامات موکلین رسول بداقی و حمید قندی روز دوشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۱ در شعبه ی ۲۶ دادگاه انقلاب ( خیابان شریعتی، خیابان معلم ) ساعت ۹ برگزار خواهد شد .

۱۴۰۱ اردیبهشت ۳, شنبه

بیانیه ۲۷ نهاد چپ و دمکراتیک به مناسبت اول ماه مه / زنده باد اول ماه مه، روز اتحاد وهمبستگی بین المللی کارگران !

بیانیه ۲۷ نهاد چپ و دمکراتیک به مناسبت اول ماه مه

 

زنده باد اول ماه مه،

 

روز اتحاد وهمبستگی بین المللی کارگران !


اول ماه مه، روز همبستگی بین المللی کارگران و سالروزسرکوب خونین کارگران شیکاگو در سال ۱۸۸۶ است. روزی که طبقه کارگرعلیه نظام سرمایه داری به خیابان می آید تا نیروی جهانی خود را به نمایش گذاشته و خواسته ها و مطالبات خود را به گوش تمامی جهانیان برساند.اول ماه مه ۲۰۲۲، همزمان است با بزرگترین بحرانهای انسانی ناشی از پاندمی کرونا در سطح جهان،  جنگهای ویرانگر یمن، سوریه، لیبی، سومالی و اوکراین … و نیزبازگشت طالبان به قدرت در افغانستان. ما اکنون شاهد درگیریها ورقابتهای امپریالیستی برای گسترش نفوذ، تشدید استثمار طبقه کارگر و افزایش فقر، بیکاری وبی امنیتی اجتماعی اکثریت جامعه و سودهای کلان برای اقلیتی سرمایه دار هستیم.

 

در ایران، رژیم اسلامی با سیاستهای بحران زایش، شرایط معیشتی و زیستی کارگران و مزد بگیران را غیر قابل تحمل کرده واکثریت جامعه را بسوی فقر، ناامنی شغلی واجتماعی رانده است. زنان و خصوصا زنان کارگر را به ورطه تشدید استثمار، بیکاری و بی حقوقی کامل رانده و با حذف همه حقوق اجتماعی از آنان، زمینه های فقر مطلق و ویرانی زندگی های آنان را فراهم کرده است.  در شرایطی که تشکل های مستقل کارگری حداقل دستمزد را ١۶ میلیون تومان برآورد می کند، طبقه حاکمه با تعیین حداقل دستمزد چهار میلیون و یکصد و هشتاد هزارتومان ، به دستمزد چهار برابر زیر خط فقر رسمیت داده است. این سیاستی است که سال ها درراستای ارزان کردن نیروی کار برای کسب سود بیشتربرای صاحبان سرمایه استفاده شده است. در مقابل این روند و سیاست ضد انسانی، جنبش اعتراضی کارگران، معلمان، بخش درمانی و بازنشستگان، سال ۱۴۰۰ بیش از دو هزار حرکت اعتراضی اعم ازتظاهرات، اعتصاب وتحصن برپا داشته اند، فرهنگیان در سراسر کشور، طی سال گذشته تجمعات بیشمار و عظیمی را سازمان دادند، متاسفانه تا کنون هیچ یک از مطالبات آنان تحقق نیافته است، دوازده اردیبهشت، روز معلم، فرصتی دوباره برای بیان تمامی آن مطالبات در شکل سراسری در کنار دیگر نیروهای مطالبه گر جامعه ایران میتواند باشد.

 

 برگزاری مراسم مستقل همبستگی کارگران در ایران،  نه تنها توسط نیروهای سرکوبگر طبقه حاکمه هر ساله مورد تهاجم قرارگرفته و رژیم مانع برگزاری روز کارگر میشوند، بلکه خانه کارگر و شوراهای اسلامی دست ساز رژیم، برای انحراف کشاندن خواسته های به حق کارگران تحت عنوان هفته کارگر تمام نیروی خود را بکار می گیرند. اما کارگران و فعالان جنبش کارگری و  پشتیبانان آن هر ساله با ابتکارات گوناگون به استقبال این روز رفته و خواسته ها ومطالباتشان را،  نظیر حق تشکل آزاد و مستقل، حق اعتصاب و تامین معیشت، حق آموزش و درمان همگانی، لغو کارکودک، علیه ستم و تبعیض برزنان و برابری کامل حقوق اجتماعی زنان و مردان و برای حق برخورداری از یک زندگی انسانی برای همگان را با صدای بلند مطرح می کنند.

۱۴۰۱ فروردین ۲۰, شنبه

امیرجواهری لنگرودی/ شهاب شکوهی در دادگاه استکهلم : من نیزبه آمفی تاتر یا حسینیه اعدام گوهردشت برده شدم و تلی از دمپایی ها و طناب های دار را دیدم !

فشرده ای ازاظهارات: عبدالرضا (شهاب) شکوهی دردادگاه استکهلم!

من نیزبه آمفی تاتر یا حسینیه اعدام گوهردشت برده شدم

و تلی از دمپایی ها و طناب های دار را دیدم !

امیرجواهری لنگرودی


سرانجام جلسه دادگاه استکهلم، دادگاه محاکمه‌ی حمیدعباسی (نوری) برای ارائه شهادت رفیق عبدالرضا (شهاب) شکوهی، به قول قاضی ساندر، رئیس دادگاه " تا سه نشه، بازی نشه" روزپنج‌شنبه ۱۸فروردین ۱۴۰۱ برابرهفتم آپریل۲۰۲۲، برگزارشد.

پیشترنام رفیق عبدالرضا شکوهی که همگان اورا شهاب می شناسند،به دفعات دردادگاه حمید نوری برده شد.ازجمله درجلسه شهادت جلال سعیدی ازفعالان«سازمان کارگران انقلابی ایران - راه کارگر»که درتاریخ سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۰برابر ۱۵ فوريه ۲۰۲۲ دراستکهلم، دادگاه محاکمه‌ی حمیدعباسی (نوری ، پی گرفته شد.دادستان ازجلال خواست تا درباره عبدالرضا شهاب شکوهی صحبت کند وپرسید: آیا او را می‌شناسید و به خاطر می‌آورید؟.

  جلال سعیدی،درپاسخ به این سوال دادستان گفت:« بله! اوهم‌سازمانی من است و ما قبل از زندان با هم بودیم. درزندان اوین و اواخر بهمن ۶۷ هم مدت کوتاهی با هم بودیم و بعد از آن هم همیشه با هم بودیم. اودرزندان گوهردشت هم دربندبغل ما یعنی دربند" اوینی‌ها" بود؛ من بعد ازاعدام‌ها دربهمن ۶۷ اورا باز درزندان اوین دیدم.» جلال سعیدی درادامه افزود:« شهاب شکوهی بارها درزندان اوین وهمین‌طوربارها بعدازآن،برای اوتعریف کرده است که درمقطع اعدام‌هاچه براورفته است.» دادستان ازجلال سعیدی خواست این شنیده‌ها راتعریف کند.جلال به صراحت گفت:«قراراست که خود"عبدالرضا شهاب شکوهی"، بعنوان شاهد بیایدوتعریف کند. 

 دادستان روبه جلال سعیدی گفت:« بله! می‌دانم.اماشماهم می‌توانید برای ما تعریف کنید؟

جلال سعیدی گفت : «مهم‌ترین چیزی که او برای من تعریف کرد درباره اعدام جعفر و صادق ریاحی بود. اواین مورد را تعریف کرد واینکه اورا به تنهایی به آن سالنی برده بودند که درآن رفقای ما‌ را پرپرکردند.»                                                                                                                             دادستان ازجلال پرسید: «می‌دانید چرا ایشان را به آن سالن برده بودند وآنجا چه اتفاقی برایشان افتاده بود؟» جلال سعیدی گفت: «دقیق نمی‌دانم. چرایش را که به ما نمی‌گفتند».

گفتنی است ": رفیق شهاب شکوهی زندانی دونظام (شاه وشیخ)،و ازفعالان «سازمان کارگران انقلابی ایران- راه کارگر»، زندانی سیاسی دهه ۶۰ و ازجان ‌به ‌دربردگان ازاعدام‌های سال۱۳۶۷می باشد. رفیق شهاب ابتدا قرار بود ۱۹ ژانویه/۲۹ دی شهادت دهد، امابااعلام رئیس دادگاه، این جلسه به روزهشتم فوریه منتقل شد که دراین روزهم، دادگاه برگزارنشد. درنهایت درحالی که قراربود شهاب شکوهی روز ۲۲ مارس/دوم فروردین شهادت دهد، زمانِ حضور اودردادگاه جلوافتادواوروزپنج‌شنبه ۱۷مارس (با اعلام ناگهانی رئیس دادگاه در‌ پایان جلسه هفتادوپنجم) به عنوان شاهد جلسه فوق‌العاده معرفی شد که این جلسه نیزلغوشد.گفته می‌شود دلیل لغوجلسه فوق‌العاده روز ۱۷مارس/۲۶ اسفند، بیمارشدن یکی ازاعضای دادگاه بوده است.

رفیق شهاب شکوهی برای اولین بار در زمان حکومت محمدرضا پهلوی، در سال ۱۳۵۳ دستگیر و بیش ازیک سال زندانی شد. اودراردیبهشت سال ۶۰ باردیگردستگیرشد وتا شهریورسال ۶۱ در زندان قم بود. این فعال سیاسی را برای سومین بار در خرداد ۶۲ بازداشت کردند و تا اسفند ۶۷ زندانی بود. عبدالرضا (شهاب) شکوهی در مجموع بیش ازهشت سال در دوره پهلوی وجمهوری اسلامی حبس کشید.

۱۴۰۱ فروردین ۱۸, پنجشنبه

امیرجواهری لنگرودی / فشرده ای ازاظهارات:علیرضا اکبری سپهرازاسترالیا دردادگاه استکهلم .....

فشرده ای ازاظهارات:علیرضا اکبری سپهرازاسترالیا دردادگاه استکهلم

درکشتارهولوکاست همه جنایتکاران به تنهایی مسئول بودندوباید جواب مسئولیت‌شان را بدهنددرجنایت سراسری۶۷،این مسئولیت متوجه شخص حمید عباسی(نوری)هم است!

امیرجواهری لنگرودی

روزهای پنجشنبه وجمعه ۱۱و۱۲ فروردين ۱۴۰۱ برابر۳۱ مارس واول آوریل ۲۰۲۲،در استکهلم، دادگاه محاکمه‌ی حمید نوری (عباسی)بااظهارات علیرضا اکبری سپهرزندانی سیاسی دهه شصت و ازجان بدربردگان کشتارخونین سال ۶۷ وازفعالان سابق سازمان «پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» ازطریق ارتباط ویدئو تصویری از استرالیا  پی گرفته شد.

 قابل توجه است با توجه به تفاوت زمانی اروپا با استرالیا دادگاه رفیق اکبری طی دو روز پیش برده شد تا بتوان پروسه دادرسی را به انجام رساند . علیرضا پیشتر به قاضی ساندر، رئیس دادگاه اطلاع داده بود که به کووید-۱۹ مبتلا شده ودرطول جلسه احتمالا سرفه خواهد کردو احتیاج به نفس گیری خواهند داشت وقاضی ساندر به او نیزدرحین شهادت فرجه لازم را داد .

علیرضا اکبری سپهر،درپاسخ دادستان، درباره زمان دستگیری و دلیل دستگیر شدنش گفت:

«من وهمسرم سال ۶۱ بعد از جریان "طرح مالک و مستأجر" که خطربازداشت برایم ایجادشد، دستگیرشدیم. من با همسرم که در آن زمان هشت ماهه حامله بود، قصد خروج از کشور را داشتیم. به محض اینکه با هواپیماوارد زاهدان شدیم،بازجوهایی که من آنها را داخل هواپیما دیده بودم،همان جلوی درب فرودگاه ما را گرفتند. بعد ما را به کمیته زاهدان بردند بعد از آنجا حدود پنج- شش ساعت بعد با اولین پرواز ما را به تهران وزندان اوین بردند.زمانی که ما دستگیرشدیم، آنها هیچ اطلاعاتی درباره اینکه من که هستم، نداشتند.من به عنوان یک مهندس ، برای به اصطلاح بازدید ازیک واحد صنعتی به زاهدان رفته بودم تا دو ماه بعد هم اینها نمی‌دانستند من که هستم.»

دادستان در ادامه پرسید:  چه وقتی به شما دلیل دستگیری‌تان را گفتند؟