گفتگوی با مهندس علی جوادی لنگرودی پدر امیر جوادی فر لنگرودی با رادیو فرد در باره نحوه شهادت فرزندش تحت شکنجه پاسداران خامنه ای
سهشنبه ۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۰
سهشنبه ۵ ژانویهٔ ۲۰۱۰
هشتم ژانویه در سالگرد ابراهیم اضغر نژاد (چریک شهر ما لنگرود)

جمعه ۴ دسامبر ۲۰۰۹
ازکوچه باغ های لنگرود تا گورستانی سرد و مه آلود در نروژ!
ه. لیله کوهی
بیاد ابراهیم اصغر نژاد
یک پایمان تهران و یک پایمان لنگرود. سی سال قبل آنروزها که کشورآبستن حوادثی بود. با شبهای شعرانستیتوگوته، جنبش روشنفکری می رفت تا به کمک کانون نویسندگان و دانشجویان دانشگاه ها وانجمن های صنفی زمینه سازتحولات جدی شود.
با کمک تنی چند از دوستان همشهری کانون فرهنگی ای را با نام (انجمن فیلم وسخن) درلنگرود پایه گذاری کردیم و
به همت دوستی که آن سالها در اتاق فیلم فوق برنامه دانشجویی فعال بود. فیلم هایی برای نمایش به شهرستان بردیم . یادم می آید روزی من و دوستم به فکر برپائی نمایشگاه عکس افتادیم و برای دسترسی به عکس های دیدنی عکاس مشهور کشور، نصراله کسرائیان، مجبور شدیم دست به دامن همشهریمان، زنده یاد زین العابدین کاظمی "عبدی" همکار و دوست نزدیک آقای کسرائیان بشویم.
از میان چند صد عکس، هفتاد عکس از گوشه وکنار ایران را انتخاب کردیم. ونمایشگاه دیدنی در اداره آموزش وپرورش لنگرود به نمایش گذاشتیم و مسئولیت نمایشگاه را به نقاش وخطاط خوش ذوقی سپردیم. بمدت بیست وهشت روز آن نمایشگاه برپا بود و هزاران باز دید کننده از شهر های دور و نزدیک داشت .
زندانیان سیاسی یکی پس از دیگری از زندانهای کشور آزاد می شدند. شهرما نیز حال وهوایی دیگر داشت برادران غبرایی: مهدی، هادی، حسین، برادران پور یکتا: عبدالحسین و رضا. سید علی میرنوری، تقی سمساری و غلام بی آزار و ... یکی پس از دیگری از زندان آزاد شدند.
برای جلسات سخنرانی سراغ تنی چند از آنها رفتیم. درمیان کاندیداهایمان از عبدالحسین پور یکتا جواب مثبت دریافت کردیم. سالن پیشاهنگی شهر با گنجایش چهار صدنفر مملو از جمعیت شد. اطراف سالن، پراز کسانی بودکه جا برای نشستن نداشتند وایستاده به حرفهای سخنران گوش می دادند وتعداد زیادی از جوانان شهر، اعم از دختر وپسر، نیز در بیرون از سالن سرپا ایستاده بودند. بجز اندکی تشنج در بیرون، جلسه به خوبی برگذارشده و به پایان رسید.
رادیوهای فارسی زبان کشورهای خارجی درراس آنها رادیو مسکو، و بی بی سی، با بزرگ نمایی اخبار جاری کشوررا هرروز اینگونه گزارش می کردند: جوانان انقلابی شهر لنگرود با وجود حکومت نظامی، کنترل و عبور ومرورتمام شهر را در دست دارند. صف های طولانی نفت و نان به همت جوانان تحت کنترل است.
صبح روز تاسوعا بازاریان شهر تظاهراتی را سامان دادند. ما نیزدرآن شرکت کردیم شعار ها تا مرزی معین پیش میرفت.
صف اول تظاهرات پر بود از ملایان بنام شهرکه با عمامه های سفید و سیاه، بصف کشیده بودند. شهربانی ابتدای جاده لاهیجان قرار داشت.و وسط خیابان اصلی شهر را پاسبانان مسلح به دو نیم کرده بودند. پژواک این جمله ی حاج آقا محمدی، آخوند مشهور شهر، خطاب به حاج آقا اکبری، یکی دیگر از ملاها، پس از سی سال، هنوز درگوشم است که می گفت آقا برگردیم ما را چه با پاسبان جماعت در افتادن؟! آنها تفنگ دارند و دیدیم چطوراز توبره ی گذشته خوردند وهم ازآخور حال میخورند!!
در لحظات پایانی آن تظاهرات، تصمیم به برگزاری تظاهرات مستقل چپ را گرفتیم و روی یاداشت های کوچکی نوشتیم .صف مسقل چپ، عصر امروز، ساعت چهار بعدازظهر، از مرکز راه کج محله.
زمان کوتاهی تا برگزاری تظاهرات عصر باقی مانده بود. باعجله برای خرید پارچه به بزازی یکی از برادران اشکوری مراجعه کردیم. خوش نویس ما پسر عینکی وبلند قامتی بود که چشم بهم زدنی چندین پلاکارت نوشت. وبرنردهای ایوان خانه پدری، برای خشک شدن، آویزانشان کردیم.
برای انتخاب شعار ها و هماهنگی با شعار های جنبش دانشجویی تهران، به اتفاق تنی چند از رفقای فدایی، در منزل دوستی جلسه ای برگزارکردیم و تهیه متن پایانی و قطعنامه را به دوست مان «و ش» واگذار کردیم.
شاید آنروز برای اولین بار طیف گسترده نیروهای چپ در کنار هم قرار گرفتند و طبیعتاَ با درک و دید آنروزی مان در گیریهای مان هم کم نبود و درگیرودار چنین روزهایی بود که متوجه شدم مدتی ست به هر کجا که می روم کسی پشت سرم هست و همۀ حرکاتم را زیر نظر دارد. آنروز هم تا آخر تظاهرات در کنارم بود. جوانکی لاغر اندام، با کاپشن و شلوار سبز ارتشی که پنج شش سالی از من جوانتر به نظر می رسید. قیافه اش بسیار آشنا بود. فکر کردم باید برادر بزرگترش را بشناسم، همبازی فوتبال هم بودیم. بعد ها هم مرتب می دیدمش، کنار بساط کتاب روبروی بانک تهران وکنار ستاد چریکهای فدایی واقع در سبزه میدان یا وسط بحثهای خیابانی.
من ازتفکری دیگر دفاع می کردم و او معروف به "ابراهیم پراتیک"از سازمان چریکهای فدائی خلق.
فردای بعد از 22 بهمن، ستاد شان بدست یک مشت چماقدار بسته شد دفتر تشکیلات ما هم به آتش کشیده شد. ما را جدا جدا زدند.
سالها از او خبری نداشتم تا یک روز در خانۀ دوستی در( گوتنبرگ) صدایش را دوباره از آنسوی خط تلفن شنیدم با خنده از آنروز های دور برایم گفت و اینکه می خواسته مراقبم باشد.
حالا اما یاد آوری آن خاطرات ما را فقط به هم نزدیک تر می کرد. می دانستیم هم سر نوشتیم تبعیدی و اپوزسیون.
با این امید که روزی دیگر دروطن در شهر کوچک شمالی مان همدیگر را ببینیم، خدا حافظی می کنیم.
خبر می رسد که او هم رفت. خفته در گورستانی سرد و مه آلود در نروژ.
انگار همین دیروز بود. اخبار بد به سرعت برق وباد مخابره می شوند. شنیدی؟چی را؟ بیماری ابراهیم را.می پرسم کدام ابراهیم؟ می گوید ابراهیم چریک. می پرسم ابراهیم اصغر نژاد؟ می گوید آری. تازه با این سئوال صد پرسش دیگرهم سر ریز می شود! بیماریش چی هست؟ می گوید سرطان مغز! با شنیدن این کلمه (لعنتی) تازه حساب کار دستم می آید ای وای! این درد بی درمان به آسانی دست از سر آدم برنمی دارد مخصوصا اگر در حال وروز ما باشی یعنی تبعید ودور از یار ودیار.
مگرپرکشیدن حمید مقدمی را ندیدیم؟ شاد وسرزنده سرشاراز زندگی اما با همین درد پدرسگ در معده، جلوی چشم همه مان پرکشید ورفت و هیچگاه باز نگشت. آخرین گفتگوی با او پس از این همه سال هنوز با من است چند روز قبل از مرگش خواستم به او دلداری بدهم اما او شاد و غزلخوان بود برایم تعریف کرد که وقتی دکتر معالجش از او پرسید تو چطور غده ی به این بزرگی را در معده جا دادی؟ گفت: به دکترش گفته بود: ما ایرانی ها بخصوص آنهائیکه کارشان مخفی کردن چیزهای سری ست مثل آب خوردن جا سازی می کنیم این غده که چیزی نیست. با شنیدن این حرف به خودم گفتم تو برو کشک ات رو بساب احتیاجی نیست به این آدم روحیه بدهی او با طنزهایش به دنیا روحیه میدهد.
از بروبچه های نسل بهمن 57 همۀ آنهائیکه در جوشش آنروزهای لنگرود بودند کسی نیست ابراهیم را با آن عینگ قاب کائوچویی اش از یاد برده باشد حضور هرروزه اش کنار چادر بحث چریک ها در محله راه پشته یا نگهبانی شبانه در محلات. از لاستیک آتش زدن ها وبستن پل رودخانه که شهر را به دو نیم می کرد. خلاصه هروقت بخواهی از گاهشمار آنروزها حرفی بزنی بیگمان نام او در ردیف اول آن یاد ها خواهد بود.
بی شک او هم مثل همۀ ما ثانیه می شمرد تا روزی در جشن رهایی از این همه رنج ودرد به خانه برگردد. افسوس عمر کوتاهش این آخرین آرزویش را با او به دور دست ها برد.
از همسرش( قمر) می شنوم که در روزهای آخرعمرش شعر ارغوان برزبانش بود بیاد او یک بار دیگر می خوانمش.
سایه از زبان ما می گوید:
ارغوان شاخه همخوان جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز
آفتابی است هوا
یا گرفته است هنوز
...
هشتم ژانویه در راه است، سالروز از دست دادنش.
یک سالی است که درغم از دست دادن چریک فدائی شهرمان نشسته ایم.
دیماه 1388
هشدر خان آلمان
ازکوچه باغ های لنگرود تا گورستانی سرد و مه آلود در نروژ!
ه. لیله کوهی
بیاد ابراهیم اصغر نژاد
یک پایمان تهران و یک پایمان لنگرود. سی سال قبل آنروزها که کشورآبستن حوادثی بود. با شبهای شعرانستیتوگوته، جنبش روشنفکری می رفت تا به کمک کانون نویسندگان و دانشجویان دانشگاه ها وانجمن های صنفی زمینه سازتحولات جدی شود.
با کمک تنی چند از دوستان همشهری کانون فرهنگی ای را با نام (انجمن فیلم وسخن) درلنگرود پایه گذاری کردیم و
به همت دوستی که آن سالها در اتاق فیلم فوق برنامه دانشجویی فعال بود. فیلم هایی برای نمایش به شهرستان بردیم . یادم می آید روزی من و دوستم به فکر برپائی نمایشگاه عکس افتادیم و برای دسترسی به عکس های دیدنی عکاس مشهور کشور، نصراله کسرائیان، مجبور شدیم دست به دامن همشهریمان، زنده یاد زین العابدین کاظمی "عبدی" همکار و دوست نزدیک آقای کسرائیان بشویم.
از میان چند صد عکس، هفتاد عکس از گوشه وکنار ایران را انتخاب کردیم. ونمایشگاه دیدنی در اداره آموزش وپرورش لنگرود به نمایش گذاشتیم و مسئولیت نمایشگاه را به نقاش وخطاط خوش ذوقی سپردیم. بمدت بیست وهشت روز آن نمایشگاه برپا بود و هزاران باز دید کننده از شهر های دور و نزدیک داشت .
زندانیان سیاسی یکی پس از دیگری از زندانهای کشور آزاد می شدند. شهرما نیز حال وهوایی دیگر داشت برادران غبرایی: مهدی، هادی، حسین، برادران پور یکتا: عبدالحسین و رضا. سید علی میرنوری، تقی سمساری و غلام بی آزار و ... یکی پس از دیگری از زندان آزاد شدند.
برای جلسات سخنرانی سراغ تنی چند از آنها رفتیم. درمیان کاندیداهایمان از عبدالحسین پور یکتا جواب مثبت دریافت کردیم. سالن پیشاهنگی شهر با گنجایش چهار صدنفر مملو از جمعیت شد. اطراف سالن، پراز کسانی بودکه جا برای نشستن نداشتند وایستاده به حرفهای سخنران گوش می دادند وتعداد زیادی از جوانان شهر، اعم از دختر وپسر، نیز در بیرون از سالن سرپا ایستاده بودند. بجز اندکی تشنج در بیرون، جلسه به خوبی برگذارشده و به پایان رسید.
رادیوهای فارسی زبان کشورهای خارجی درراس آنها رادیو مسکو، و بی بی سی، با بزرگ نمایی اخبار جاری کشوررا هرروز اینگونه گزارش می کردند: جوانان انقلابی شهر لنگرود با وجود حکومت نظامی، کنترل و عبور ومرورتمام شهر را در دست دارند. صف های طولانی نفت و نان به همت جوانان تحت کنترل است.
صبح روز تاسوعا بازاریان شهر تظاهراتی را سامان دادند. ما نیزدرآن شرکت کردیم شعار ها تا مرزی معین پیش میرفت.
صف اول تظاهرات پر بود از ملایان بنام شهرکه با عمامه های سفید و سیاه، بصف کشیده بودند. شهربانی ابتدای جاده لاهیجان قرار داشت.و وسط خیابان اصلی شهر را پاسبانان مسلح به دو نیم کرده بودند. پژواک این جمله ی حاج آقا محمدی، آخوند مشهور شهر، خطاب به حاج آقا اکبری، یکی دیگر از ملاها، پس از سی سال، هنوز درگوشم است که می گفت آقا برگردیم ما را چه با پاسبان جماعت در افتادن؟! آنها تفنگ دارند و دیدیم چطوراز توبره ی گذشته خوردند وهم ازآخور حال میخورند!!
در لحظات پایانی آن تظاهرات، تصمیم به برگزاری تظاهرات مستقل چپ را گرفتیم و روی یاداشت های کوچکی نوشتیم .صف مسقل چپ، عصر امروز، ساعت چهار بعدازظهر، از مرکز راه کج محله.
زمان کوتاهی تا برگزاری تظاهرات عصر باقی مانده بود. باعجله برای خرید پارچه به بزازی یکی از برادران اشکوری مراجعه کردیم. خوش نویس ما پسر عینکی وبلند قامتی بود که چشم بهم زدنی چندین پلاکارت نوشت. وبرنردهای ایوان خانه پدری، برای خشک شدن، آویزانشان کردیم.
برای انتخاب شعار ها و هماهنگی با شعار های جنبش دانشجویی تهران، به اتفاق تنی چند از رفقای فدایی، در منزل دوستی جلسه ای برگزارکردیم و تهیه متن پایانی و قطعنامه را به دوست مان «و ش» واگذار کردیم.
شاید آنروز برای اولین بار طیف گسترده نیروهای چپ در کنار هم قرار گرفتند و طبیعتاَ با درک و دید آنروزی مان در گیریهای مان هم کم نبود و درگیرودار چنین روزهایی بود که متوجه شدم مدتی ست به هر کجا که می روم کسی پشت سرم هست و همۀ حرکاتم را زیر نظر دارد. آنروز هم تا آخر تظاهرات در کنارم بود. جوانکی لاغر اندام، با کاپشن و شلوار سبز ارتشی که پنج شش سالی از من جوانتر به نظر می رسید. قیافه اش بسیار آشنا بود. فکر کردم باید برادر بزرگترش را بشناسم، همبازی فوتبال هم بودیم. بعد ها هم مرتب می دیدمش، کنار بساط کتاب روبروی بانک تهران وکنار ستاد چریکهای فدایی واقع در سبزه میدان یا وسط بحثهای خیابانی.
من ازتفکری دیگر دفاع می کردم و او معروف به "ابراهیم پراتیک"از سازمان چریکهای فدائی خلق.
فردای بعد از 22 بهمن، ستاد شان بدست یک مشت چماقدار بسته شد دفتر تشکیلات ما هم به آتش کشیده شد. ما را جدا جدا زدند.
سالها از او خبری نداشتم تا یک روز در خانۀ دوستی در( گوتنبرگ) صدایش را دوباره از آنسوی خط تلفن شنیدم با خنده از آنروز های دور برایم گفت و اینکه می خواسته مراقبم باشد.
حالا اما یاد آوری آن خاطرات ما را فقط به هم نزدیک تر می کرد. می دانستیم هم سر نوشتیم تبعیدی و اپوزسیون.
با این امید که روزی دیگر دروطن در شهر کوچک شمالی مان همدیگر را ببینیم، خدا حافظی می کنیم.
خبر می رسد که او هم رفت. خفته در گورستانی سرد و مه آلود در نروژ.
انگار همین دیروز بود. اخبار بد به سرعت برق وباد مخابره می شوند. شنیدی؟چی را؟ بیماری ابراهیم را.می پرسم کدام ابراهیم؟ می گوید ابراهیم چریک. می پرسم ابراهیم اصغر نژاد؟ می گوید آری. تازه با این سئوال صد پرسش دیگرهم سر ریز می شود! بیماریش چی هست؟ می گوید سرطان مغز! با شنیدن این کلمه (لعنتی) تازه حساب کار دستم می آید ای وای! این درد بی درمان به آسانی دست از سر آدم برنمی دارد مخصوصا اگر در حال وروز ما باشی یعنی تبعید ودور از یار ودیار.
مگرپرکشیدن حمید مقدمی را ندیدیم؟ شاد وسرزنده سرشاراز زندگی اما با همین درد پدرسگ در معده، جلوی چشم همه مان پرکشید ورفت و هیچگاه باز نگشت. آخرین گفتگوی با او پس از این همه سال هنوز با من است چند روز قبل از مرگش خواستم به او دلداری بدهم اما او شاد و غزلخوان بود برایم تعریف کرد که وقتی دکتر معالجش از او پرسید تو چطور غده ی به این بزرگی را در معده جا دادی؟ گفت: به دکترش گفته بود: ما ایرانی ها بخصوص آنهائیکه کارشان مخفی کردن چیزهای سری ست مثل آب خوردن جا سازی می کنیم این غده که چیزی نیست. با شنیدن این حرف به خودم گفتم تو برو کشک ات رو بساب احتیاجی نیست به این آدم روحیه بدهی او با طنزهایش به دنیا روحیه میدهد.
از بروبچه های نسل بهمن 57 همۀ آنهائیکه در جوشش آنروزهای لنگرود بودند کسی نیست ابراهیم را با آن عینگ قاب کائوچویی اش از یاد برده باشد حضور هرروزه اش کنار چادر بحث چریک ها در محله راه پشته یا نگهبانی شبانه در محلات. از لاستیک آتش زدن ها وبستن پل رودخانه که شهر را به دو نیم می کرد. خلاصه هروقت بخواهی از گاهشمار آنروزها حرفی بزنی بیگمان نام او در ردیف اول آن یاد ها خواهد بود.
بی شک او هم مثل همۀ ما ثانیه می شمرد تا روزی در جشن رهایی از این همه رنج ودرد به خانه برگردد. افسوس عمر کوتاهش این آخرین آرزویش را با او به دور دست ها برد.
از همسرش( قمر) می شنوم که در روزهای آخرعمرش شعر ارغوان برزبانش بود بیاد او یک بار دیگر می خوانمش.
سایه از زبان ما می گوید:
ارغوان شاخه همخوان جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز
آفتابی است هوا
یا گرفته است هنوز
...
هشتم ژانویه در راه است، سالروز از دست دادنش.
یک سالی است که درغم از دست دادن چریک فدائی شهرمان نشسته ایم.
دیماه 1388
هشدر خان آلمان
دوشنبه ۲۸ دسامبر ۲۰۰۹
16 آذر چه گذشت به روایت تصویر
فهرست و آدرس 71 فیلم خبری از خیزش 16 آذر 1388
مزدوران موتورسوار در خیابان های اطراف دانشگاه تهرانhttp://www.youtube.com/watch?v=DTViePejBe4
مزدوران موتورسوار در خیابان های اطراف دانشگاه تهرانhttp://www.youtube.com/watch?v=DTViePejBe4
فیلم؛ دانشجویان: مرگ بر طالبان، چه کابل چه تهرانhttp://www.youtube.com/watch?v=VvXuLK-yr3k
فیلم؛ یار دبستانی دانشگاه تهران 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=K_-fwtvsc9A
فیلم؛ پیوستن مردم به دانشجویان 16 آذر تهرانhttp://www.youtube.com/watch? v=qG5xM8YTRng
فیلم؛ آثار یورش مزدوران رژیم به دانشگاه امیرکبیر 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=Xj6_SlF-G0g
فیلم؛ خیابان فخر رازی ساعت 12:30 روز 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=KObio_axKYk
دانشگاه قزوين - ما می گيم شاه نمی خوايم، اسمشو رهبر می ذارن
http://www.youtube.com/watch?v=2kUOh1fzWWI&feature=player_embedded
پرتاب گاز اشک آور درون دانشگاه فنی تهران ۱۷ آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=R1nV_YpYuGY
حضور گسترده دانشجویان معترض در دانشگاه تهران روز ۱۷ آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=2iQwV99Pbrw
فیلم؛ 16 آذر - دختران دلاور دبیرستان 16 آذر در اصفهان http://www.youtube.com/watch?v=KPXupiiIZiY
تظاهرات دانشجویان شریف- 16آذر 88http://www.youtube.com/watch?v=aRHnCY3bjqQ
فیلم؛ دانشجویان: چقدر بهت پول دادن، باتوم به دستت دادندhttp://www.youtube.com/watch?v=lBBif9vhZfQ
فیلم؛ درگیری دانشجویان با مزدوران بسیجی 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=m22b6M764Tg
فیلم؛ جنگ و گریز در اطراف دانشگاهhttp://www.youtube.com/watch?v=6Tz_wsYWQSQ
فیلم؛ خیابان جمالزاده تقاطع فرصت شیرازی حوالی ساعت 17:30http://www.youtube.com/watch?v=Vk7YLfLc6N8
فیلم؛ حمله وحشیانه با گاز فلفل به دانشجویان 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=-p0kcOks7aY
فیلم؛ آتش زدن عكس احمدی نژاد - دانشگاه هنرhttp://www.youtube.com/watch?v=-YZfMLwwgLc
فیلم؛ تظاهرات دانشگاه علوم و تحقیقات تهران 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=K52VJZCQbWo
فیلم؛ فائزه رفسنجانی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=N0YzIgZurWo
فیلم؛ نترسید ما همه با هم هستیم دانشگاه تبریز 16آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=nbseAmR1PMk
فیلم؛ 16 آذر، آماده شدن تظاهرکنندگانhttp://www.youtube.com/watch?v=taCjqZQkIpw
فیلم؛ 16 آذر، خامنه ای قاتله، ولایتش باطلهhttp://www.youtube.com/watch?v=F5Xb45EQEjk
فیلم؛ عکس کیانوش آسا در دست دانشجویان دانشگاه علم و صنعتhttp://www.youtube.com/watch?v=fBLz_p3SETQ
فیلم؛ 16 آذر، جنگ و گریز مردم با ماموران سرکوبگر در تهرانhttp://www.youtube.com/watch?v=63LcuCKGcAc
فیلم؛ 16 آذر؛ پاره کردن پلاکارد بزرگ خامنه ای در تهرانhttp://www.youtube.com/watch?v=3aZpDcv9z1w
آتش زدن عکس احمدی نژاد توسط دانشجویان هنر/ 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=8_8nFHA2uLU
فیلم؛ تظاهرات شبانه در تهران: مرگ بر دیكتاتور 16آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=HsMEWnFGSRA
فیلم؛ یار دبستانی دانشجویان دانشگاه هرمزگان 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=jFX_hhl7Kyw
تظاهرات مردم شیراز در هوایی بارانی16آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=km4M0aexAMg
چی شده؟ حراست وحشی شده، دانشگاه کرمان http://www.youtube.com/watch?v=_VFM8nEmb5Y
فیلم؛ دانشگاه کرمان: برادر رفتگر، محمود بردار ببرhttp://www.youtube.com/watch?v=KEqQj3Rfqzg
فیلم؛ 16 آذر اصفهان: خونی که در رگ ماست، هدیه به ملت ماستhttp://www.youtube.com/watch?v=823tPv4f4oA
فیلم؛ تظاهرات دانشجویان کرج 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=9-PRZqEGpAU
فیلم؛ دانشگاه ایلام: دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=1jJt9HonR7o
فیلم؛ سرود یار دبستانی دانشگاه گیلان 16آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=xB2X2eQ35LE
دیکتاتور، این آخرین پیام است 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=kgvn7NkCB0o
فیلم؛ اعتراضات شبانه مردم در تهران یکشنبه شب؛ مرگ بر دیکتاتور http://www.youtube.com/watch?v=uI8BKl-ORUk
پیام نماینده دانشجویان ایرانی به دانشجویان اروپاhttp://www.youtube.com/watch?v=D7h4yHiRoqg
فیلم؛ اعتراضات شبانه مردم تهران : مرگ بر خامنه ایhttp://www.youtube.com/watch?v=BQqo60VzaNQ
فیلم؛ شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای در کوی دانشگاهhttp://www.youtube.com/watch?v=zd7wQ6bknyA
http://www.youtube.com/watch?v=UbBI_LePAiAفیلم؛ 16 آذر - گزارش شبکه خبری CNNhttp://www.youtube.com/watch?v=WWbcsWwg2gQ
فیلم؛ تجمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، ۱۶ آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=loW1CE8zS8c
فیلم؛ پلیس ضد شورش، احمدی رو بشورش،۱۶ آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=45EHJNPdb4U
فیلم؛ گزارش دیگری از تجمع دانشجویان دانشگاه شریفhttp://www.youtube.com/watch?v=gNGJQz1QxUc
فیلم؛ تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران در 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=AY4kcB-5L8k
فیلم؛ تجمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=YvBZyeOfM3s
فیلم؛ تظاهرات عظیم دانشجویان: مرگ بر دیکتاتورhttp://www.youtube.com/watch?v=tek-qtaRt3c
فیلم؛ مزدوران موتورسوار رژیم در خیابان های اطراف دانشگاهhttp://www.youtube.com/watch?v=DTViePejBe4
تظاهرات تهران ۱۶ آذر-آتش زدن تصاویر خامنه ای و احمدی نژادhttp://www.youtube.com/watch?v=UbBI_LePAiA
16 آذر گزارش شبکه جهانی تلویزیون BBChttp://www.youtube.com/watch?v=wzVzVdPTXhk
16 آذر؛ تظاهرات دانشجویان دانشگاه مشهدhttp://www.youtube.com/watch?v=6hE6e2GTJ0c
فیلم؛ دانشگاه تهران...16 آذر .. مرگ بر دیکتاتورhttp://www.youtube.com/watch?v=fu5YxN6yobQ
فیلم؛ مزدور برو گمشو، دانشگاه شریف 16آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=FRp55DnAylQ
فیلم؛ تجمع دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=dg5KRmjggKA
فیلم؛ گزارش رسانه های خارجی از تظاهرات 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=asVminDZWpk
عکسی از تظاهرات 16 آذر در اطراف دانشگاه تهرانhttp://www.iranpressnews.com/source/069372.htm
فیلم؛ دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد، ۱۶ آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=jNXd4ZT8oQ8
ساختمان دانشگاه در سنندج به آتش کشیده شد http://www.youtube.com/watch?v=i8d2Kj_2Ox0
فیلم؛ ضرب و شتم زنان سالخورده در تظاهرات 16 آذر http://www.youtube.com/watch?v=UqYxc11G96E
فیلم؛ دانشگاه کرمان: برادر رفتگر، محمود بردار ببرhttp://www.youtube.com/watch?v=KEqQj3Rfqzg
فریاد بلند مرگ بر خامنه ای در خیابان های تهران http://www.youtube.com/watch?v=q1KZQBktGjU
تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران در 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=1UyiF0Bp8oY
فیلم؛ 16 آذر، پرچم ایران بدون آرم جمهوری اسلامی
http://www.youtube.com/watch?v=iANm3IqzM1Yفیلم؛ یار دبستانی دانشگاه تهران 16 آذرhttp://www.youtube.com/watch?v=K_-fwtvsc9A
فیلم؛ پیوستن مردم به دانشجویان 16 آذر تهرانhttp://www.youtube.com/watch?v=qG5xM8YTRng
فیلم؛ تظاهرات 16 آذر: مرگ بر خامنه ایhttp://www.youtube.com/watch?v=hN4PrygsW1w
فیلم در دانشگاه آزاد مشهد 16 آذر روز دانشجو http://www.youtube.com/watch?v=gUWC-6Ades4
فیلم؛ 16 آذر، خامنه ای قاتله، ولایتش باطلهhttp://www.youtube.com/watch?v=F5Xb45EQEjk
پول نفت چی شده خرج بسیجی شدهhttp://www.youtube.com/watch?v=tek-qtaRt3c
ما نیز چنین کنیم و مراسم سینه زنی در خارج را در پشتیبانی از مبارزات مردم داخل کشور در هم بریزیم
ضرب و شتم در برلین
محافظین سفارت ایران در برلین جوانان و دانشجویان معترض را کتک زدند
شبکه ی جوانان ایرانی در برلین: دیروز تعداد زیادی از ایرانیان شهر برلین به دعوت شبکه ی جوانان ایرانی در برلین، برای اعتراض به سرکوب بیرحمانهی تظاهرات مردم در روز عاشورا، مقابل مرکز فرهنگی اسلامی ایرانیان که وابسته به سفارت جمهوری اسلامی است، جمع شدند. همراه این تجمع تعدادی از فعالین ایرانی و از جمله برخی از اعضای شبکهی جوانان ایرانی برای اعتراض به مراسم هایی که سفارت ایران در برلین برای حمایت از دولت کودتا برگزار میکند به داخل برنامهی شام غریبان سفارت رفتند و با نشانه های سبز و سخنان اعتراضی علیه سرکوب بیرحمانهی مردم ایران در روز عاشورا ، اعتراض خود را اعلام کردند. اما اعتراض دانشجویان و جوانان درون مراسم با حملهی شدید مأمورین و محافظینی که برای سرکوب معترضین از سوی سفارت فراخوانده شده بودند مواجه شد. مینا محبوبه خانی، سپیدهی خاکسار، مریم میرزا، امید ابراهیمی و پویان محمودیان از فعالین شناخته شدهی دانشجویی و جوان ایرانی بودند که مورد حملهی نیروهای امنیتی سفارت قرار گرفتند که از میان ایشان مینا محبوبه خانی و پویان محمودیان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند. همینطور مزدک شالگونی و بهادر نیکفر از اعضای فعال شبکهی جوانان ایرانی که تازه وارد مراسم شده بودند، برای جلوگیری از ضرب و شتم به طرف دوستان دیگر رفتند که با ضربات مشت و لگد محافظین مواجه شدند. در همین هنگام مأمورین پلیس با اطلاع رسانی هژیر پلاسچی دیگر فعال شبکهی جوانان ایرانی، به درون مراسم رفتند و با مداخله از ادامهی ضرب و شتم معترضین جلوگیری کردند.
شرکت کنندگان در تجمع اعتراضی نیز برای پشتیبانی از کسانی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند به پلیس علیه ضاربین اعتراض کردند و همان شب بیش از ده شکایت علیه ایشان به پلیس آلمان اعلام شد.
تجمع اعتراضی حدود ساعت ده شب به پایان رسید. اما همهی شاکیان به همراه چند تن از شاهدین و فعالین با همراهی پلیس در مقابل ساختمانی که مراسم سفارت در آن برگزار شده بود حاضر شدند و پلیس آلمان پس از بیرون آمدن تک تک شرکت کنندگان مراسم از شاکیان خواست تا ضاربین را از بین آنها شناسایی کنند. سرانجام تعدادی از آنها پس از گذشت بیش از دو ساعت شناسایی شدند و نام و نشانشان در پروندهی شکایات معترضین قرار گرفت.
محافظین سفارت ایران در برلین جوانان و دانشجویان معترض را کتک زدند
شبکه ی جوانان ایرانی در برلین: دیروز تعداد زیادی از ایرانیان شهر برلین به دعوت شبکه ی جوانان ایرانی در برلین، برای اعتراض به سرکوب بیرحمانهی تظاهرات مردم در روز عاشورا، مقابل مرکز فرهنگی اسلامی ایرانیان که وابسته به سفارت جمهوری اسلامی است، جمع شدند. همراه این تجمع تعدادی از فعالین ایرانی و از جمله برخی از اعضای شبکهی جوانان ایرانی برای اعتراض به مراسم هایی که سفارت ایران در برلین برای حمایت از دولت کودتا برگزار میکند به داخل برنامهی شام غریبان سفارت رفتند و با نشانه های سبز و سخنان اعتراضی علیه سرکوب بیرحمانهی مردم ایران در روز عاشورا ، اعتراض خود را اعلام کردند. اما اعتراض دانشجویان و جوانان درون مراسم با حملهی شدید مأمورین و محافظینی که برای سرکوب معترضین از سوی سفارت فراخوانده شده بودند مواجه شد. مینا محبوبه خانی، سپیدهی خاکسار، مریم میرزا، امید ابراهیمی و پویان محمودیان از فعالین شناخته شدهی دانشجویی و جوان ایرانی بودند که مورد حملهی نیروهای امنیتی سفارت قرار گرفتند که از میان ایشان مینا محبوبه خانی و پویان محمودیان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند. همینطور مزدک شالگونی و بهادر نیکفر از اعضای فعال شبکهی جوانان ایرانی که تازه وارد مراسم شده بودند، برای جلوگیری از ضرب و شتم به طرف دوستان دیگر رفتند که با ضربات مشت و لگد محافظین مواجه شدند. در همین هنگام مأمورین پلیس با اطلاع رسانی هژیر پلاسچی دیگر فعال شبکهی جوانان ایرانی، به درون مراسم رفتند و با مداخله از ادامهی ضرب و شتم معترضین جلوگیری کردند.
شرکت کنندگان در تجمع اعتراضی نیز برای پشتیبانی از کسانی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند به پلیس علیه ضاربین اعتراض کردند و همان شب بیش از ده شکایت علیه ایشان به پلیس آلمان اعلام شد.
تجمع اعتراضی حدود ساعت ده شب به پایان رسید. اما همهی شاکیان به همراه چند تن از شاهدین و فعالین با همراهی پلیس در مقابل ساختمانی که مراسم سفارت در آن برگزار شده بود حاضر شدند و پلیس آلمان پس از بیرون آمدن تک تک شرکت کنندگان مراسم از شاکیان خواست تا ضاربین را از بین آنها شناسایی کنند. سرانجام تعدادی از آنها پس از گذشت بیش از دو ساعت شناسایی شدند و نام و نشانشان در پروندهی شکایات معترضین قرار گرفت.
شنبه ۲۶ دسامبر ۲۰۰۹
مامورین انتظامی و بسیچی به همراه لباس شخصی ها، مادران عزا راکتک زدند
• مادران عزادار، در جریان تجمع هفتگی خود، راه پیمایی کردند، مورد هجوم قرار گرفته، توهین شنیدند و کتک خوردند ...
مادران عزادار، امروز، شنبه، در جریان تجمع هفتگی خود، توسط نیروهای انتظامی و لباس شخصی، مورد هجوم قرار گرفته، توهین شنیدند و کتک خوردند.به گزارش فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران، در اثر این ضرب و شتم، یکی از مادران از ناحیه صورت زخمی گردید و تعدادی دیگری از آنها مصدوم شدند.این گزارش می گوید روز شنبه ۵ دی ماه حوالی ساعت ۱۷:۱۵ دقیقه مادران عزادار طبق روال هفتگی خود قصد داشتند که تجمع اعتراضی خود را در میدان آب نمای پارک لاله آغاز کنند.آنها در حال تجمع بودند که نیروی انتظامی و لباس شخصی ها ز تجمع آنها ممانعت کردند. مادران عزادار تجمع خود را در بیرون از پارک در خیابان فاطمی- کارگر آغاز کردند و دست به راهپیمایی زدند. آنها در حین حرکت دست های خود را به نشانه پیروزی برافراشته بودند.نیروهای سرکوبگر انتظامی و بخصوص لباس شخصی ها که از اعضای سپاه پاسداران می باشند به سوی مادران عزادار یورش بردند و آنها را با مشت لگد و باتون مورد ضرب وجرح قرار دادند. یکی از مادران عزادار مورد هجوم یکی از لباس شخصی ها قرار گرفت و از ناحیهی صورت زخمی گردید. سایر مادران علاوه بر ضرب و جرح مورد بی حرمتی قرار گرفتند. در این یورش تعداد زیادی از مادران عزادار مورد اصابت باتون های لباس شخصی قرار گرفتند. علیرغم یورش های وحشیانه، مادران دلیر به راه پیمائی و اعتراض خود ادامه دادند و تا حوالی میدان انقلاب در زمان تعیین شده همیشگی راس ساعت ۱٨:۰۰ به اعتراض خود پایان دادند.
شنبه ۱۹ دسامبر ۲۰۰۹
گزارش از سفر گوتنبرگ به دانمارک در پنجشنبه 17 دسامبر 209
گزارش خبری
کانون همبستگی با کارگران ایران- گوتنبرگ (سوئد)
کاروان انسانی اعتراض از گوتنبرگ به کپنهاک برای تظاهرات علیه حضور احمدی نژاد در دانمارک
پنجشنبه 17 دسامبر2009
فعالان کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ (سوئد) درکنار فعالان گروهها و احزاب سیاسی گوناگون اپوزیسیون ایرانی ازکشورهای مختلف اروپا نروژ – آلمان و انگلیس و هلند وشهرهای سوئد(استکهلم – گوتنبرگ مالمو – اوربرو و کوملا و ... ) دراین روزبه کپنهاک آمدند و درکنار فعالان" ابتکارمشترک در حمايت از مبارزات مردم ايران/ دانمارک" به حرکت اعتراضی پرداختند .
در زیر نمایش حضور فعالان اپوزسیون ایرانی را دراین حرکات اعتراضی به همراه دهها باندرول و پلاکادر در فعالان دانمارکی می توان دید .
http://www.youtube.com/watch?v=6PWmVLS6a0Q
دراین متینگ نماینده گان حزب چپ دانمارگ – حزب محیط زیست و سوسیال دمکرات دانمارک و سخنگوی اتحادیه کارگری صحبت داشت . به نمایندگی ازجانب فعالان کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ دوست جوان ما "ارس" برای حاضرین سخن گفت : " ما دراین جا گرد آمدیم تا از مبارزات مردم ایران دفاع کنیم و اعلان داریم احمدی نژاد نمی باسیت در رابطه با بهسازی محیط زیست دراین اجلاس جهانی راه می یافت ، در شرایطی که در خیابان های ایران آدم می کشند و جوانان ما را دستگیر می کنند و به پای شکنجه گاهها می برند ، حضور احمدی نژاد توهین به مردم ایران ومبارزات آنان است . ما برای اعتراض به این سفراحمدی نژاد ازسراسر اروپا در اینجا گرد آمدیم تا خشم و انزجار خود را نسبت به حضوراو درکشور دانمارک اعلام و از مبارزات همه اقشاروطبقات ایران دربرابرکلیت نظام جمهوری اسلامی پشتیبانی خود را اعلام داریم .
در بخشی از اطلاعیه شماره 2 کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ (سوئد ) آمده است : ما با این تظاهرات درپی آنیم تا به همراه دیگرمبارزان راه آزادی، باردیگر ازجهانیان بخواهیم تا از مبارزات آزادیخواهانه ایرانیان برای دستیابی به حقوقی که بیش از سه دهه برای تحقق آن ازهیچ تلاش ومبارزه ای فروگذار نکرده اند ودست به مقاومت و ایستادگی زده اند، درجهت تامین حقوق بشر و خواسته های برحق مردم ایران حمایت نمایند.
شعارهای ما :
نظام را باید دگرگون کرد نه محیط زیست را
زندانی سیاسی بی قید و شرط آزاد باید گردد.
ازمبارزات کارگران ایران پشتیبانی و زندانی شدن فعالان کارگری(اسانلو- مددی- نیکوفر- احمدی- علیپور - حیدری مهر- نجاتی و... را قویا محکوم می کنیم.
نه به احمدی نژاد، نه به تمامیت جمهوری اسلامی ایران، زنده باد مبارزات آزادیخواهانه مردمان ایران
تحرکت اعتراضی روز پنجشنبه و در ادامه آن روز جمعه بازتاب وسیعی در سطح دانمارک ، سایت ها و وبلاگ های فعالان داخل و خارج از کشور داشته است .
هیئت مسئولین کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ (سوئد)
18 دسامبر 2009
کانون همبستگی با کارگران ایران- گوتنبرگ (سوئد)
کاروان انسانی اعتراض از گوتنبرگ به کپنهاک برای تظاهرات علیه حضور احمدی نژاد در دانمارک
پنجشنبه 17 دسامبر2009
فعالان کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ (سوئد) درکنار فعالان گروهها و احزاب سیاسی گوناگون اپوزیسیون ایرانی ازکشورهای مختلف اروپا نروژ – آلمان و انگلیس و هلند وشهرهای سوئد(استکهلم – گوتنبرگ مالمو – اوربرو و کوملا و ... ) دراین روزبه کپنهاک آمدند و درکنار فعالان" ابتکارمشترک در حمايت از مبارزات مردم ايران/ دانمارک" به حرکت اعتراضی پرداختند .
در زیر نمایش حضور فعالان اپوزسیون ایرانی را دراین حرکات اعتراضی به همراه دهها باندرول و پلاکادر در فعالان دانمارکی می توان دید .
http://www.youtube.com/watch?v=6PWmVLS6a0Q
دراین متینگ نماینده گان حزب چپ دانمارگ – حزب محیط زیست و سوسیال دمکرات دانمارک و سخنگوی اتحادیه کارگری صحبت داشت . به نمایندگی ازجانب فعالان کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ دوست جوان ما "ارس" برای حاضرین سخن گفت : " ما دراین جا گرد آمدیم تا از مبارزات مردم ایران دفاع کنیم و اعلان داریم احمدی نژاد نمی باسیت در رابطه با بهسازی محیط زیست دراین اجلاس جهانی راه می یافت ، در شرایطی که در خیابان های ایران آدم می کشند و جوانان ما را دستگیر می کنند و به پای شکنجه گاهها می برند ، حضور احمدی نژاد توهین به مردم ایران ومبارزات آنان است . ما برای اعتراض به این سفراحمدی نژاد ازسراسر اروپا در اینجا گرد آمدیم تا خشم و انزجار خود را نسبت به حضوراو درکشور دانمارک اعلام و از مبارزات همه اقشاروطبقات ایران دربرابرکلیت نظام جمهوری اسلامی پشتیبانی خود را اعلام داریم .
در بخشی از اطلاعیه شماره 2 کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ (سوئد ) آمده است : ما با این تظاهرات درپی آنیم تا به همراه دیگرمبارزان راه آزادی، باردیگر ازجهانیان بخواهیم تا از مبارزات آزادیخواهانه ایرانیان برای دستیابی به حقوقی که بیش از سه دهه برای تحقق آن ازهیچ تلاش ومبارزه ای فروگذار نکرده اند ودست به مقاومت و ایستادگی زده اند، درجهت تامین حقوق بشر و خواسته های برحق مردم ایران حمایت نمایند.
شعارهای ما :
نظام را باید دگرگون کرد نه محیط زیست را
زندانی سیاسی بی قید و شرط آزاد باید گردد.
ازمبارزات کارگران ایران پشتیبانی و زندانی شدن فعالان کارگری(اسانلو- مددی- نیکوفر- احمدی- علیپور - حیدری مهر- نجاتی و... را قویا محکوم می کنیم.
نه به احمدی نژاد، نه به تمامیت جمهوری اسلامی ایران، زنده باد مبارزات آزادیخواهانه مردمان ایران
تحرکت اعتراضی روز پنجشنبه و در ادامه آن روز جمعه بازتاب وسیعی در سطح دانمارک ، سایت ها و وبلاگ های فعالان داخل و خارج از کشور داشته است .
هیئت مسئولین کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ (سوئد)
18 دسامبر 2009
اشتراک در:
پیامها (Atom)