۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه

چند خر از : خبر نامه ندا

نماز جمعه: برويم يا نرويم؟ يکي از داغ ترين مباحث اين روزها در ميان جوانان مبارز، شرکت يا عدم شرکت شان در نماز جمعه اي است که شايع شده به امامت هاشمي رفسنجاني و حضور موسوي و خاتمي برگزار مي شود. در اين مباحثات طرفداران موسوي اصرار بر شرکت در آن داشته و معتقدند با برگزاري هر چه پر جمعيت تر اين نماز، عدم مشروعيت خامنه اي برجسته مي شود. مخالفين شرکت در آن نيز استدلال مي کنند که طرفداران موسوي همين منطق را براي شرکت در انتخابات تحويل شان داده بودند که نتيجه اش چيزي جز پُز دادن احمدي نژاد به رأي هاي دزديده شده نبود و با استناد به کثرت شرکت مردم در اين انتخابات است که خامنه اي و احمدي نژاد سران کشورهاي غربي را ترغيب به حمايت از خود کرده اند. اما بنظر مي رسد که جناح طرفداران موسوي تصميم دارند که عليرغم اعتراض گسترده ي مخالفين، اراده ي خود را به جنبش تحميل کنند. بنابراين، مخالفان شرکت در نماز جمعه، براي جلوگيري از شقّه شدن جنبش، تصميم گرفته اند که در نماز جمعه شرکت نکرده، اما با حضور در خيابان هاي خارج از دانشگاه سعي کنند تا از تجمع جمعيت معترض استفاده کرده و پس از پايان نماز، تظاهرات وسيع ديگري را سازمان دهند.
فراگير شدن شعارنويسي چند روز قبل و بعد از حماسه 18 تير88 را مي توان «هفته شعارنويسي» خواند. در اين هفته هنگاميکه به استقبال تجمعات 18 تير مي رفتيم شاهد آن بوديم که شعار «مرگ بر ديکتاتور» بعنوان شعار مرکزي اين اعتزاضات بر در و ديوار شهر نوشته شده است و در کنار آن شعار «مرگ بر خامنه اي» هر گونه شک و ترديدي را نسبت به شخصي که مورد خطاب شعار «مرگ بر ديکتاتور» است را بر طرف کرد. اما بخصوص پس از اعتراضات انقلابي 18 تير، شار نويسي وارد فاز جديد و جدي تري شده است. رفته رفته ابزارها تکامل يافته و استنسیل و ليزر جاي اسپري و ماژيک را گرفته است تا در کوتاه ترين زمان، پيچيده ترين آثار گرافيکي را بر در و ديوار شهر نقش کنند. و اما مکان هاي شعارها هم از کوچه و پس کوچه به شلوغ ترين خيابان ها و بزرگراه ها رسيده است. ديروز در وسط بزرگراه صدر از پل عابر پياده بيرق شعار «زنده باد دمکراسي، مرگ بر ديکتاتور» آويزان شده بود تا همگان به ضعف حکومت اسلامي در خاموش کردن صداي مردمي متحد پي ببرند.
بازداشت یکی از دانشجویان علوم اجتماعی علامه طباطبایی علی محمدی گراوند دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی نزدیک به یک ماه است که در بازداشت به سرمی برد. علی محمدی گراوند در روز 23 خرداد ماه در جریان اعتراضات به تقلب در انتخابات در خیابان شریعتی_ سه راه ضرابخانه_ در چند متری دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات علامه طباطبائی به وسیله نیرو های لباس شخصی بازداشت شد. در جریان بازداشت گویا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. بعد از پی گیری های فراوان خانواده ی این دانشجوی بازداشتی سرانجام طی هفته ی گذشته وی در یک تماس تلفنی با خانواده اش اعلام کرده است که در زندان اوین به سر می برد. بعد از انتشار اخباری در مورد شکنجه زندانیان وقایع اخیر و قتل یکی از آنان به نام سهراب اعرابی نگرانی نسبت به سلامتی دیگر زندانیان تشدید شده است. بیم آن می رود که علی محمدی گراوند و دیگر زندانیان در زندان اوین در وضعیت نا مناسبی به سر ببرند و حتی جانشان در خطر باشد. علی محمدی گراوند پیش از این نیز به وسیله ی کمیته انظباطی دانشگاه علامه طباطبایی به تحمل یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.
یک جوان دیگر در شیراز جان باخت آرمان استخری پور جوان 18 ساله شیرازی در درگیری های چند روز گذشته شیراز در محله ابیوردی بر اثر شدت جراحات شهید شد. بنا بهگزارشات رسیده به ندا نیوز آرمان استخری پور جوان 18 ساله که در جریان تظاهرات مسالمت آمیزمردم شیراز در محله ابیورد مورد اصابت باتوم قرار گرفته و به کما رفته بود روز گذشته در بیمارستان جان سپرد. وی در جریان حمله نیروهای امنیتی وامنتظامی بهتظاهر کنندگان به منزل پیرزنی در حوالی محل درگیری پناه می برد بعد از خروجاز این منزل مورد اصابت باتوم از ناحیه سر قرار میگیرد و به کما می رود. و بعد از چند روز بر اثر شدت جراحت جان می سپارد. گویا قرار است که امروز پیکر این عزیز جان باخته در دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شود.
برگرفته از : خبرنامه ندا

هیچ نظری موجود نیست: