گفتگو با خانم گلی- بیژن خوزستان و امیر جواهری لنگرودی در باب خیزش انقلابی زن_زندگی_آزادی

https://youtu.be/s0iJukjsxR4?feature=shared

۱۴۰۲ اسفند ۵, شنبه

سایت « اتحاد کارگران انقلابی ایران» می نویسد : پرسش هایی در باره اعلام موجودیت کنفدراسیون کار ایران در برلین از تلویزیون ایران اینترنشنال

شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ برابر با ۲۴ فوريه ۲۰۲۴


سایت « اتحاد کارگران انقلابی ایران » می نویسد :

پرسش هایی در باره اعلام موجودیت کنفدراسیون کار ایران در برلین از تلویزیون ایران اینترنشنال

https://web.telegram.org/a/#-526842408
روز شنبه پنج اسفند 1402 برابر با 24 فوریه 2024 میلادی، احمد صمدی خبرنگار تلویزیون ایران اینترنشنال در برلین، «تشکیل کنفدراسیون کار ایران» را اعلام کرد. رویا موید از اعضای کنفدراسیون کار ایران با رد قائل شدن شان رهبری یا نمایندگی کارگران ایران از سوی این کنفدراسیون به صمدی گفت: «ما فقط می خواهیم (صدای) مبارزات کارگران و نیروی کار ایران را به گوش جامعه های جهانی برسانیم
عضو شورای شهر آمستردام که از 20 سال پیش در هلند زندگی می کند، با اشاره به میزبانی اجلاس برلین از سوی د.گ. ب (اتحادیه کارگری نزدیک به حزب سوسیال دمکرات آلمان) در مورد تشکیل دهندگان کنفدراسیون کار ایران می گوید:« کسانی که این کنفدراسیون را تشکیل داده اند تعداد زیادی از مبارزان کارگری بودند که تازه به خارج از کشور آمده اند؛ باضافه کسانی که از قبل بودند و ما می خواستیم که این حالت فردیت را تجمیع بدهیم و توی یک کنفدراسیون جمع بکنیم تا بتوانیم بیشتر صدای کارگران و کارمندان و معلمان

 

ایرانی باشیم».
فواد کیخسروی که تلویزیون ایران اینترنشنال پیش از این او را «عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران» معرفی کرد و همین رسانه در مصاحبه روز شنبه پنج اسفند از وی به عنوان «رئیس هیئت مدیره کنفدراسیون کار» یاد کرد، «ارتباط جدی تر با فعالین و بخش های مختلف نیروی کار در داخل ایران»، «انتقال امانتدارانه و بسیار شفاف خواسته ها و مطالبات فعالین و بخش های مختلف نیروی کار در داخل ایران به جامعه جهانی» و «تجمیع نیروی فعالین کارگری در خارج از کشور» را محورهای اهداف کنفدراسیون کار ذکر کرد.
واقعیت این است که کارگران و زحمتکشان بخش اصلی پایه اجتماعی و طبقاتی اعتراض به فقر و فلاکت و استبداد فراگیر حاکم بر کشور هستند. وزن و ترکیب پائینی های جامعه در اعتراض به وضع موجود خاصه از سال 1395 به این سو دائما افزایش داشته است. با این حال انعکاس صدای اعتراضات اردوی کار و زحمت در خارج از کشور در حد مطلوب نبوده و رساترکردن این صدا از دغدغه های اصلی حامیان جنبش کارگری ایران در خارج از کشور و از مضامین برجسته فعالیت ها و کنشگری های آنان بوده است. از این رو هر تلاشی چنانچه در راستای تقویت این صدا و افزایش حمایت از مبارزات کارگران باشد، قطعا مورد استقبال فعالین کارگری و حامیان جنبش کارگری است. با این حال پرسش هایی در باره کنفدراسیون کار مطرح است که با نکات مطرح شده در دو گفتگو با ایران اینترنشنال زاویه دارد. برخی از این پرسش ها به شرح زیر است:
اگر هدف واقعا رساندن صدای مبارزات و مطالبات کارگران در خارج از کشور است چه نیازی به تاسیس یک کنفدراسیون کار در برلین است؟ بیش از پانزده سال است که «نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران» همین وظیفه را پیگیری می کنند. انتشار اخبار و گزارش های سرکوب، ترجمه اخبار مبارزات کارگران به زبان های خارجی، ارتباط با تشکل های کارگری در خارج از کشور و همکاری فراگروهی در راستای حمایت از مبارزات کارگری و افشای سیاست های جمهوری اسلامی و مقابله با حضور نمایندگانش در سازمان جهانی کار از اهداف این نهادهاست. آقای کیخسروی و دوستانش چرا با تاسیس یک نهاد مستقل همبستگی به این شورا نپیوسته اند؟ و به جایش یک تشکیلات موازی ایجاد کرده اند؟ آیا با ایجاد تشکیلات موازی، «تجمیع فعالین کارگری در خارج از کشور» که یکی از هدف های کنفدراسیون برلین اعلام شده به دست می آید یا نقدا شکاف و چند دستگی در فعالیت های فعالین کارگری در خارج از کشور را دامن می زنند؟
تشکیل کنگره کار در برلین، در شرایطی از سوی تلویزیون ایران اینترنشنال اعلام شده که بخش بزرگی از فعالین کارگری اساسا در جریان مباحث مربوط به تشکیل این کنفدراسیون نبوده اند. آقای کیخسروی در مصاحبه اش با ایران اینترنشنال تاکید می کند که کنفدراسیونی که تشکیل شده در خارج از کشور است و ربطی به داخل کشور ندارد. بنابراین کنفدراسیون برلین قاعدتا ارتباطی با بحث هایی که حدود دو ماه پیش در همین راستا از سوی برخی از کنشگران صنفی در کلاپ هاوس مطرح شد نباید داشته باشد. پرسش این است که در این صورت چرا ایده تشکیل کنفدراسیون کار برلین به شکل علنی و با فراخوان عام برای عموم فعالین کارگری برگزار نشد؟ بلکه ماهها با چراغ خاموش و در پنهان کاری از عمده فعالین کارگری، با دست چین کردن فعالین همسو با خط فکری گرایش عضو هیئت مدیریه اتحادیه آزاد کارگران در خارج از کشور و تصفیه تعدادی از همان دست چین شده گانی که نگران در خطر قرار گرفتن استقلال جنبش کارگری ایران و مصادره آن بوده اند تشکیل شد؟ این عدم شفافیت و پنهان کاری به «تجمیع» فعالین کارگری در خارج از کشور کمک می کند یا اختلافات شان را شدت می دهد؟
در شرایطی که قریب به اتفاق فعالین کارگری، قاطعانه با سیاست ها و جهت گیری های اصلی سیاسی مورد تبلیغ تلویزیون ایران اینترنشنال مخالفند، اعلام موجودیت کنفدراسیون کار از طریق این رسانه، شائبه وابستگی این کنفدراسیون به قدرت های اصلی به قول آقای کیخسروی «جامعه جهانی» را پدید نمی آورد؟ همان قدرت هایی که در برابر مرگ دویست هزار انسان بی گناه در غزه سکوت و حتی اسرائیل را تشویق کردند، حالا قرار است از طریق «انتقال امانتدارانه و بسیار شفاف» مسایل و مطالبات کارگران ایران به مبارزان کارگری کمک کنند؟
همین پرسش در باره د.گ.ب آلمان مطرح است. « کلکتیو سندیکاهای فرانسه » سالهاست از مبارزات کارگران ایران و فعالین کارگری ایران دفاع کرده و کارنامه اش نشان می دهد که برخلاف سولیدارتی سنتر اهل مصادره جنبش کارگری ایران و یا فاسد سازی فعالین کارگری داخل کشور از طریق پول پاشی در میان کارگران بیکار و گرسنه با هدف جریان سازی نبوده است. در حالی که به گفته فعالین مستقل کارگری، د.گ.ب در یک دهه اخیر در حمایت از مبارزات کارگری و جنبش کارگری ایران کارنامه ای ندارد و حتی به دعوت های کلکتیو سندیکاهای فرانسه برای حمایت مشترک از مبارزات کارگران ایران پاسخ نداده است. عجیب نیست که آقای کیخسروی و دوستانش به سروقت کلتیو نرفته اند و در عوض از حمایت د.گ.ب برخوردار شده اند؟ چه افرادی با کدام پیشینه سیاسی محلل جذب این حمایت بوده اند؟ نقش آنها در این کنفدراسیون چیست؟
حامیان جنبش کارگری در خارج از کشور، چه در نهادهای همبستگی با جنبش کارگری، چه نهادهای چپ و دموکراتیک در رساندن صدای مبارزات کارگران ایران همواره داوطلبانه عمل کرده اند. برخی از آنها در سرما و گرما، در زمستان و تابستان، در اجتماعات ایرانیان مهاجر، در راه پیمایی ها و تجمعات مرتبط با مناسبت ها، یا در مراکز پرتردد شهرها با گرفتن قلک در دست برای کمک به خانواده های فعالین کارگری زندانی اقدام کرده اند و این کمک ها را همواره با شفافیت در رسانه های محلی گزارش کرده اند. آیا فواد کیخسروی و همکارانش هم به همین شیوه می خواهند صدای کارگران ایران و مطالبات شان را «به جامعه جهانی» منتقل کنند یا بابت این زحمت شان، پول دریافت می کنند؟ به عبارت دیگر کنفدراسیون کار ایران یک پروژه جذب کمک مالی از نهادهای خاص و پرونده دار در«جامعه جهانی» است یا یک نهاد حمایتی مبتنی بر کار داوطلبانه اعضایش؟ و در همین راستا اعضای این کنگره با توجه به اشاره آقای کیخسروی که در خارج از است چه کسانی هستند؟
این انتظار وجود ندارد که این پرسش ها و پرسش های دیگر در مورد رابطه این کنفدراسیون با تشکل های کارگری داخل کشور بسرعت پاسخ داده شود، اما داشتن پاسخ های شفاف و روشن حق عموم فعالین کارگری در داخل و خارج از کشور و یکی از ملزومات کنشگری سالم و در خدمت رساتر کردن صدای کارگران ایران است.

 

هیچ نظری موجود نیست: