۱۴۰۰ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

بیانیه مشترک ٢۳ نهاد چپ و دمکراتیک/ نه به نمایش رسوای "انتخابات"! انتخاب ما سرنگونی جمهوری اسلامی است! زنده باد آزادی، دمکراسی و برابری!

 

بیانیه مشترک ٢۳ نهاد چپ و دمکراتیک

نه به نمایش رسوای "انتخابات"!

انتخاب ما سرنگونی جمهوری اسلامی است! زنده باد آزادی، دمکراسی و برابری!




سیزدهمین دوره نمایش «انتخابات» ریاست جمهوری رژیم اسلامی در اواخر خرداد ۱۴۰۰ در شرایطی برگزار می شود که حکومت اسلامی هیچگونه مشروعیتی نداشته ومردم  پس از ٤٢ سال سرکوب و کشتار، فریب این مضحکه ها را نمی خورند. علاوه براین، رژیم وحشت زده از خیزش های مردمی، با ایجاد رعب و وحشت و با برپایی نهادهای متنوع سرکوب تلاش می کنند جای پای خود را درهرم قدرت سفت کند و با نمایش "انتخابات" نه صرفا روال عادی ترمیم نهادهای قدرت، بلکه بنا به اعتراف برخی از مسئولان نظام، گام دوم انقلاب اسلامی را تدارک ببیند که ابراهیم رئیسی قاتل یکی از مسئولان کشتار تابستان ۶٧ بمثابه جنایت علیه بشریت، یکی از کاندیداها و تجسم آن برای مقابله با  مبارزات جنبش های اجتماعی است.

رژیم سرمایه داری حاکم با ماهیت سرکوبگرانه و ارتجاع  مذهبی اش بخوبی دریافته است که در یک بزنگاه تاریخی قرارگرفته ومردم هرجا امکانی بدست آورده‌اند به کلیت نظام موجود "نه" گفته اند و در دو خیزش پرشور و پر وسعت در دی ماه ٩۶ وآبان ٩۸ به روشنی ازمرز اصلاح طلبی واصول گرایی نظام عبورکرده اند. مبارزات سراسری کارگران، معلمان، زنان وبازنشستگان، کادر درمانی و اقلیت های قومی برای عدالت اجتماعی، آزادی های سیاسی، آزادی زندانیان سیاسی، لغو مجازات اعدام، نفی هرگونه نابرابری جنسی – جنسیتی، محاکمه سران رژیم بجرم ٤٢ سال جنایت علیه بشریت درسراسر ایران همچنان درکوچه وخیابان، کارخانه، مدرسه و دانشگاه و شهر و روستا با شعار: « تنها کف خیابون ، بدست میاد حقمون » ادامه دارد.

۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

بیانیه مشترک ۳۰نهاد چپ و دمکراتیک/ خاوران سند جنایت است و باید بماند!

بیانیه مشترک ۳۰نهاد چپ و دمکراتیک

خاوران سند جنایت است و باید بماند!

آدمکشان جمهوری اسلامی در فکر پاک کردن آثار جنایت خود هستند!

 


جمهوری اسلامی اخیرا دست به توطئه‌ی دیگری برای محو آثار جنایات خود در کشتار دهه۶۰ و تابستان ۱۳۶۷ در زندان ها زده است و  این بار شهروندان بهائی را وادار نموده که فوت شدگان خود را درگورهای جمعی خاوران دفن کنند. این توطئه رژیم قبلا هم در سال ۱۳۷۸ طرح شده بود که جامعه بهائیان ایران از این کار سر باز زده‌ بودند. این بار اما خانواده‌ها با بهت و حیرت با گورهای کنده شده و دو مورد گور جدید در این محوطه روبرو شده‌اند. تردیدی نیست که بهائیان درجمهوری اسلامی از همه‌ی حقوق شهروندی خود محروم بوده و همواره به  دلیل باورهایشان مورد آزار و اذیت قرار دارند. گورستان‌هایشان تخریب، اموالشان را غارت و خود آنان را زندانی و حتی اعدام می‌کنند  مورد اخیر نشان می دهد که با فشار و تهدید، در صدد استفاده ابزاری از بهائیان علیه خانواده‌های جانفشانان کشتار دهه‌ی ۶۰ و تابستان ۶۷ در خاوران نیز هستند. توطئه ای که با افشاگری خانواده ها و  این جامعه نقش برآب شد. 

  

هدف جمهوری اسلامی از تخریب خاوران و اخیرا تبدیل آن به گورستان عمومی برای از بین بردن سند جنایات خود علیه  زندانیان سیاسی چپ و دگراندیش و علیه تلاش خانواده‌ها برای روشن شدن علت اعدام ها و چگونگی کشتار آن عزیزان است که تاکنون امکان آن را نیافته‌اند که حتی سنگی بر گور عزیزانشان در خاوران بگذارند و هم‌چنان از تجمع آزادانه بر سر گورعزیزانشان منع می‌شوند. هدف آنان نابودی حافظه تاریخی ما نیز هست.  

 

۱۴۰۰ اردیبهشت ۶, دوشنبه

بیانیه مشترک پانزده تشکل ...به مناسبت اول ماه مه (یازده اردیبهشت۱۴۰۰ )، روز جهانی کارگر

 

بیانیه مشترک پانزده تشکل شامل: سندیکاها و دیگر تشکلات مستقل کارگری، کانون‌های صنفی معلمان، تشکلات مستقل بازنشستگان و تشکلات مدافع حقوق زنان به مناسبت اول ماه مه

(یازده اردیبهشت)، روز جهانی کارگر

 


گرامی باد "اول ماه مه" (یازده اردیبهشت)، روز همبستگی بین‌المللی کارگران جهان!

امسال هم در حالی به استقبال "اول ماه مه" روز همبستگی بین‌المللی طبقه‌ی کارگر می‌رویم که بحران جهانی سلامت، زندگی کارگران را تحت‌الشعاع قرار داده است.

واگیری جهانی کرونا (کوید-۱۹) همراه با بحران اقتصادی، کارگران و مزدبگیران و کسبه خرد را در تنگنا قرار داده است. در ایران بر اثر بی‌قابلیتی و ناکارآمدی حاکمیت و دولت، این وضعیت وخیم‌تر از گذشته و هر جای دیگری شده است.

فقدان سیاست‌های کارآمد بهداشتی و عدم اعمال قرنطینه‌های لازم، همراه با تامین هزینه‌های زندگی مردم، از سوی دولت، بحران معیشتی فرودستان را دامن زده است. با وجود آن که کارگران و زحمت‌کشان به درستی خواست اجرای واکسیناسیون فوری، رایگان و عمومی را فریاد می‌زنند و بر آن اصرار می‌ورزند، فرادستان و قدرت‌مداران در تامین واکسن کوتاهی آگاهانه و عامدانه‌ای دارند و می‌کوشند با بحران آفرینی‌ها، منافع گروه‌های خاصی از بدنه حاکمیت را تامین کنند. اصرار بر ساخت واکسن داخلی و واگذاری تامین واکسن به بخش خصوصی در این راستاست.

این مسئله به نوبه خود، بخش‌های وسیعی از جمعیت، به ویژه اقشار متوسط جامعه را در فقر روز افزونی گرفتار کرده و تعداد هر دم فزاینده ای از آنان را حاشیه‌نشین کرده است. در این میان وضع زنانِ کارگر و زحمت‌کش، از همه اسفبارتر است. بنا بر آمارهای موجود، در ادامه‌ی موج افزایش بیکاری‌ها و ‌اخراج‌ها، به‌ بهانه پاندمی کرونا، ۷۰ درصد زنان کارگر اخراج و از کار بیکار شده‌‌اند. در بحث معیشت نیز، این بی‌ثباتی و روندِ فقیرسازی سیستماتیک مزدبگیران، با تبعیض حداکثری، بیش از همه، خود را در وضعیت معیشتی زنان نمایان کرده است که حق اشتغال پایین، قرار گرفتن در صفِ نخست اخراج و بیکارسازی و منزوی‌ شدن زنان کارگر، از تبعات آن بوده، که به نوبه خود، زخم بزرگ دیگری را بر پیکر طبقه‌ی کارگر ایران وارد کرده است. در این میان وضع زنان کارگر خانگی که ممر درآمد خود را از دست داده‌اند از همه بدتر می‌باشد. هم تبعیض جنسیتی و هم بیکاری و ورشکستگی، فشار مضاعفی را بر این بخش از نیروی کار ایران وارد کرده است.

با اینهمه کارگران ایران و متحدانش در سال گذشته، مبارزه‌ی خستگی‌ناپذیر و پیگیری را در شرایطی که توازن قوا حاکم به نفع‌شان نبوده و فعالین کارگری و دیگر جنبش‌های اجتماعی زیر سرکوب چند لایه و نظام‌مندی قرار داشتند، به پیش برده‌اند. کارگران و حقوق‌بگیران در بخش‌های مختلف اقتصاد از صنعت بزرگ همچون پتروشیمی، هپکو، آذرآب، نیشکر هفت‌تپه، شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، فولاد خوزستان و . . . تا معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و زنان به اشکال‌ و طرق مختلف مبارزات خود را به پیش برده و مخالفت خود را با سیاست‌های خشن و نئولیبرالی دولت و حاکمیت نشان داده‌اند که در این میان می توان بطور ویژه از مبارزات خستگی‌ناپذیرِ کارگران هفت‌تپه یاد کرد که مسائل مهم و پایه‌ای چون خصوصی‌سازی، اختلاس‌های بزرگِ سهامداران و صاحبان اصلی هفت‌تپه را در سطح جامعه مطرح کرده و در مقابل، از نقش کارگر در تصمیم‌گیری‌ها و اداره شورائی سخن گفته‌اند. مبارزاتی که از جانب هم طبقه‌ای‌های آنان در اقصا نقاط جهان مورد حمایت قرار گرفته است. تا آن جا که بارها شاهد بیانیه‌ها و کمپین‌های حمایتی از جانب کارگران، سندیکاها و اتحادیه‌های بزرگ کارگری در نقاط دور و نزدیک جهان بوده‌ایم.

در برابر این همبستگی‌های ملی و بین‌المللی، گرایش‌های طرفدار سرمایه‌داری، انواع و اقسام طرح‌ها و آلترناتیوهای خروج از بحران را یکی بعد از دیگری پیشنهاد کرده و می‌کنند. هر روز ترفندی تازه ارائه می‌شود. اما کارگران ایران به تجربه دریافته‌اند که:

۱۴۰۰ فروردین ۱۲, پنجشنبه

اطلاعیه مطبوعاتی / صد روایت، یک روایت

 

اطلاعیه مطبوعاتی 

صد روایت، یک روایت

بیش از چهار دهه مقاومت و دادخواهی در زندان های جمهوری اسلامی ایران


 

صد روایت، یک روایت تلاشی جمعی‌ست در روایتگری از بیش از چهاردهه مقاومت و دادخواهی، سرکوب و شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی ایران. آنچه می‌شنوید و می‌بینید نمونه‌ای‌ست از گوناگونی و چندصدایی در روایت‌ها و نیز روایتگرانی که تباهی استبداد را با قلم و حضور خود «به چشم جهانیان پدیدار می کنند»* 

امیدهای بردمیده از انقلاب ۱۳۵۷ (۱۹۷۹ میلادی) دیرپا نبود. با تثبیت جمهوری اسلامی در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ (اول آوریل ۱۹۷۹) و قدرت‌گیری اسلامگرایان، نظام حکومتی شرع‌محور در ایران ستون‌های خود را بر استبداد و سرکوب بنا کرد. اعدام، قتل‌های سیاسی، ناپدید کردن، شکنجه‌ی جسمی و روانی، شلاق و تعزیر، اعدام‌ نمایشی، سلول انفرادی، تبعید زندانیان، تواب‌سازی، اعتراف‌های اجباری، آزار و اِعمال تبعیض بر خانواده‌های زندانیان و کشته شدگان و...از جمله ابزارهای تثبیت و بقای این نظام بوده‌اند 

صد روایت، یک روایت به ابتکار تعدادی از کنشگران فمینیست و عدالتخواه، اقدامی‌ست بر ضد فراموشی تا  مگر نوری بی‌افکند بر شرایط غیرانسانی زندان‌ها و وضعیت دشوار زندانیان سیاسی-عقیدتی در ایران، که از دیرباز یکی از ستون‌های مقاومت و دادخواهی بوده‌اند. 

صد روایت، یک روایت، برشی است از گزارش‌ها، شهادت‌نامه‌ها، خاطره‌ها، نامه‌ها و طرح‌های کسانی که طی بیش از چهار دهه‌ی گذشته در زندان‌های جمهوری اسلامی بوده‌اند. متن‌ها از یک سو بیانگر گوناگونی سرکوب ساختاری در این نظام و از دیگر سو نشانگر تداوم ایستادگی برای تحقق آزادی و عدالت هستند. روایت خوانی زندانیان سابق و یا  خانواده‌های کشته‌شدگان و بازماندگانْ پژواک صدایی هم‌آوا و همبسته علیه سرکوب است. این روایت‌ها و راوی‌ها تنها نمونه‌هایی از سندها و شاهدان کارنامه‌ی تاریک این نظام هستند

*برگرفته از سرود انقلابی بهاران خجسته باد، نوشته عبدالله بهزادی و سروده کرامت دانشیان، شاعر و فعال سیاسی که در سال ۱۳۵۲ اعدام شد

درنگی بر این دنگ کنیم!

اجرا: آنلاین

زمان: ١٢ فروردین ١۴٠٠/ اول آوریل ٢٠٢١ 

شروع برنامه: ساعت ۴ بعدازظهر به وقت ایران

پلت فورم های پخش:

 

Twitter: https://twitter.com/1Revayat
Twitch: 
https://www.twitch.tv/100revayat1revayat (Not filtered in Iran)
Facebook: 
https://www.facebook.com/100revayat1revayat
Youtube: 
https://www.youtube.com/channel/UCBL_v_ey-BoLwW98DIyiqrA (Main Stream)

 

۱۴۰۰ فروردین ۶, جمعه

امیر جواهری لنگرودی : سالی که نکوست ازسفره خالی و تعیین نرخ دستمزد برای زحمتکشان‌اش پیداست!

 

یادداشت کارگری هفته

سالی که نکوست ازسفره خالی و تعیین نرخ دستمزد برای زحمتکشان‌اش پیداست!

امیر جواهری لنگرودی


سال ۱۴۰۰ را هم «حضرت آقا» با شعار «تولید، پشتیبانی‌ها و مانع‌زدایی‌ها» نامگذاری کرد.

این همه آوازها از «حضرت» است!

چند سالی است که خامنه‌ای با نامگذاری نوروزی هر سال به زعم خود، خط فعالیت و اهداف آن سال را مشخص می‌کند؛ به‌عنوان مثال سال ۱۳۹۶ با شعار: «اقتصاد مقاومتی ، تولید و اشتغال»  و سال بعدتر ۱۳۹۷ را با عنوان سال «حمایت از کالای ایرانی» خواند. سال ۱۳۹۸ را نیز سال «رونق اقتصادی» معرفی کرد و سال  ۱۳۹۹ را نیز سال «جهش تولید».

اگر از آسمان سنگ شرر و فتنه ببارد، این عجوزکان از قرون و اعصار رها شده، همان می‌نمایند که هرسال  در نوترین روز سال بر منجنیق فتنه می‌بارند و مشت بر سندان می‌کوبند تا لاطائلاتی را به نام پیام نوروزی با نامگذاری مهریه‌ی بهبود اقتصادی تحویل مردم دهند و دیگرهیچ.

در پیکره‌ی «جهش تولید» سال ۹۹ پهنه‌ی جامعه ما از دو سوی یکی، به بهانه‌ی تحریم ایالات متحده آمریکا و پایان طلسم برجام توسط ترامپ و دومی، شیوع کرونا و گسترش کووید ۱۹ بر تمامیت جامعه، با تعطیلی کارگاه‌ها،خید و فروش درون متروها، پهن شدن بساط دست فروشان با افزایش بیکاری و بازماندن چرخه‌ی تولید مواجه بود که پیش‌روی سیاست «جهش تولید» را ناکام گذاشت و تمامی سال ما با سطوح درهم تنیده‌ی فقر، تورم نقطه به نقطه، گسترش اختلاس، قاچاق و ناکامی در بهبود وضعیت پرستاران، این پاسداران جان و تن مردم، عدم پرداخت حقوق معلمان و کارگران و بلاتکلیفی وضعیت بازنشستگان، بی پایگی چرخه‌ی سیاست خصوصی‌سازی که منتهی به اعتراضات وسیع و گسترده‌ی کارگران نیشکرهفت تپه و دیگر صنایع شد... جان‌گیری پیمانکاران شهرداری از جان کارگران رفتگر، که به دروغ «پاک بانان» نامشان نهادند، اعتراضات کارگران صنایع پتروشیمی و نفت در برابر مُهره چینی پیمانکاران سرداران سپاه و آقازاده‌ها درعرصه‌ی چرخه‌ی «جهش تولید» روبه‌رو بودیم که  دست سرمایه‌داران دیو سیرت را برای کاهش تولید بازگذاشته‌اند و در تمام سال ۹۹ جهش به فرموده‌ی تولید، مالید؛ سوخت و دود شد و دست عوامل سرکوب نیروهای امنیتی برای رودررویی با کارگران، معلمان، پرستاران، کولبران و سوخت‌بران باز گذاشته شد. چاخان بزرگ‌تر را حسن روحانی گفت: «بسیاری از اقتصادهای قدرتمند جهان و... مردم ما، در پنجشنبه‌های افتتاح هر هفته، جلوه‌های جهش تولید در پرتو تدبیر و امید را شاهد بودند» این در حالی‌ست‌که هیچکدام از کلیدواژه‌هایی که خامنه‌ای در نطق‌اش گفته و دولت روحانی مدعی اجرای آن بود، طی سال‌های اخیرعملی که نشد هیچ، بلکه درعوض همه جا، مانند تمام دو دوره‌ی مدیریت اجرایی و سیاست‌گذاری  دولت «تدبیر و امید»، به حقوق اردوی میلیونی کارگران تعرض شد و فشار وارد گردید؛ نه تدبیری به کار گرفته شد و نه امیدی در جامعه آفرید.

در چنین شرایطی که سال ۹۹ کام همه‌ی جامعه‌ی ما را تلخ کرد، در نهایت نیز زحمتکشان بدون کمترین چشم‌اندازی، با تعیین حداقل دستمزد سال پیش روی، به سمت سال نو رفتند.

حال که به سال ۱۴۰۰ ورود می‌کنیم، با همه‌ی نام‌گذاری بی بو و خاصیت و تلخ‌کامی‌های سال‌های پیش، «حضرت آقا» این سال ۱۴۰۰ را هم با شعار «تولید، پشتیبانی‌ها و مانع‌زدایی‌ها» نامگذاری کرد.

همه‌ی این نامگذاری‌ها جهش در تاریکی است تا از قافله عقب نمانند و دم از پشتیبانی از تولید و مانع زدایی از آن می‌زنند، لابد باز هم در جهت تعالی اقتصاد مقاومتی که تحمیل سیاست‌های ریاضت اقتصادی بانک جهانی است.

آنچه در دوران دولت روحانی برجامعه‌ی ما تحمیل شد، نه اشتغال کافی و وافی و درخوری حاصل داشت، نه تولیدی افزایش یافت و نه پایه واستوانه‌ی اقتصاد مقاومتی، در اساس محلی از اعراب یافت؛ نه وسعت توسعه‌ی اقتصاد کالای داخلی و حمایت از کالای ایرانی رو به رواج افتاد. در عمل طی این سال‌ها آنچه وسعت یافت امر واگذاری‌ها از دولت به بخش خصوصی و پربار ساختن خصولتی پروری صنایع و دستبرد به اموال عمومی است.

حال با این شمای پشت سرگذاشته وارد سال «تولید، پشتیبانی‌ها و مانع زدایی‌ها» می‌شویم.

۱۴۰۰ فروردین ۴, چهارشنبه

امیر جواهری لنگرودی : «عدالت اجتماعی» از شعارهای انقلاب ۵۷، بعد از چهار دهه همچنان نقره داغ می‌شود!

 

«عدالت اجتماعی» از شعارهای انقلاب ۵۷، بعد از چهار دهه همچنان نقره داغ می‌شود!

امیر جواهری لنگرودی

https://www.peace-mark.org/119-7

از من خواسته شد برای این شماره مجله در محور بحث «عدالت اجتماعی» در خصوص مزد توافقی و سبد معیشتی کارگران ورود کنم و بنویسم.

چراغ سبز «مزد توافقی» لولو خورخوره‌ای بود که «پژمان محمدی»، معاون هماهنگی و برنامه‌ریزی امور حقوقی دستگاه‌های اجرایی معاونت حقوقی رئیس جمهوری، پیرو درخواست طرف کارفرمایی، طی نامه‌ای که به مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی ارسال و اعلام کرد: «در صورتی که قرارداد موقت کارگران در پایان سال تسویه شود، الزامی برای رعایت توالی افزایش مزد کارگران بر اساس مزد سال قبل وجود ندارد و کارفرما می‌تواند ضمن رعایت حداقل حقوق مصوب، همان حقوق سال قبل یا حتی کمتر را به همان کارگر بپردازد.»(۱) خود این نامه به مثابه تیر خلاصی به دستمزد کارگران شد. نامه معاون حقوقی رئیس جمهور در اساس غیرقانونی است، چون سازمان تامین اجتماعی حق افزایش یا کاهش مزد را ندارد و این سال‌های سال است که طبق قانون کار به عهده «شورای عالی کار» گذاشته شده است. با توجه به اینکه اجرای مزد توافقی و منطقه‌ای در شورای عالی کار پذیرفته نشده؛ با توجه به فاصله چشمگیر مزد و هزینه معیشت، با اجرای آن نه ‌تنها ضررهای بسیاری را متوجه ۹۰ درصد کارگران قراردادی می‌کند بلکه آخرین میخ را بر تابوت سازمان تامین اجتماعی می‌کوبند. چرا که امروز رشد قارچ‌گونه شرکت‌های پیمانکاری نیروی انسانی ـ که عملا ارتباط حقوقی و قانونی کارفرمای اصلی و کارگر را حذف کرده‌اند ـ باعث شده امتیاززدایی از طبقه کارگر با جدیت عملی شود و حتی کارگران متخصص و دارای مدارک دانشگاهی نیز با وجود برخورداری ازسال‌ها سابقه کار، مجبورشوند با امضای قراردادهای موقت پیمانکاری با دستمزد نزدیک به حداقل قانون کار و مزایای نصف و نیمه کارکنند. در یک کلام این نامه بخشنامه یا ابلاغیه را باید به‌منزله استثمار نیروی کار در اقتصاد ایران باز شمرد.

۱۳۹۹ اسفند ۲۶, سه‌شنبه

بیانیه‌ی تشکل‌های مستقل کارگران، بازنشستگان و معلمان پیرامون حداقل مزد سال ۱۴۰۰ و قطعنامه ‌ی تجمع اعتراضی تشکل‌های مستقل کارگران، بازنشستگان، معلمان،

 

بیانیه‌ی تشکل‌های مستقل کارگران، بازنشستگان و معلمان پیرامون حداقل مزد سال ۱۴۰۰ 

مزد کارگران در سال ۱۴۰۰ نباید از دوازده‌ و‌‌‌ نیم میلیون تومان کمتر باشد

 

سال‌هاست که نظام سرمایه‌داری و دولت‌های حامی آن، با استثمار هرچه شدیدتر و غیرانسانی‌ترِ کارگران آنان را به روز سیاه نشانده و از بسیاری از حقوق اجتماعی خود محروم کرده‌اند. تا جایی که طبقه‌ی کارگر ایران امروز در شرایط بسیار سخت و طاقت‌فرسایی زندگی می‌کند. براساس داده‌های آماری و تحقیقات برخی مراکز و موسسات اقتصادی، در شرایط کنونی بیش از ۴۰ درصد از مردم ایران که بخش قابل توجهی از آن را کارگران تشکیل می‌دهند در زیر خط فقرِ مطلق زندگی می‌کنند.

گرانی و تورم بیداد می‌کند و قیمت کالاها و مایحتاج روزمره و مورد نیاز مردم، هفتگی و گاه روزانه گران می‌شود که از جمله آن‌ها می‌توان به قیمت خوراکی‌ها اشاره کرد که در کم‌تر از یک سال بنا به گفته مقامات رسمی بیش از ۵۷ درصد رشد داشته که در واقعیت بیش از این است. اختلاس و دزدی در بین برخی از مسئولین و مقامات متداول شده و بخش وسیعی از ثروت اجتماعی در کشور را به تاراج می‌برد. همه‌گیری ویروس کرونا بر بسیاری از مشاغل تاثیر منفی گذاشته و بخش‌های قابل توجهی از فرصت‌های شغلی را از بین برده است.  قیمت دلار سیرصعودی داشته و به نوبه خود به رشدِ تورم در کشور دامن زده است. افزایش نرخ بیکاری، همراه با افزایش نرخ تورم، شاخص فلاکت در کشور را به میزان زیادی بالا برده است. تا آن جا که در شرایط کنونی یک شکاف ۳٦٠ درصدی بین دهک‌های اول و دهم وجود دارد که موجب شده است فاصله بین غنی و فقیر در جامعه به مرزِ انفجار برسد.

وجود چنین شکافی به قیمت فرسوده شدن نیروی کار و رو آوردن کارگران به مشاغل دوم و سوم، ترک تحصیل فرزندان، سوءتغذیه و حذف هزینه‌های درمانی و بهداشتی، ورزشی، تفریحی و به دنبال آن افزایش بیماری‌های جسمی و روحی در بین کارگران و اقشار تهیدست جامعه شده و بر شدتِ فقر و فلاکت و بی‌خانمانی و دربدری و افزایش چشمگیر و بی‌سابقه فساد و اعتیاد و دزدی و تن‌فروشی، خودکشی، کارِ کودک، کارتن خوابی، زباله گردی و . . . افزوده است.