صندوقهای بازنشستگی در تنگنای اعتماد و تعهد
روایتی از پشت پرده ی تسلط دوست بر سرمایه ی کارگران و بازنشستگان
امیرجواهری لنگرودی
https://www.peace-mark.org/articles/174-12/
درسالهای اخیر، وضعیت صندوقهای بازنشستگی، بهویژه صندوق ذخیرهی فرهنگیان و عملکرد سازمان تامین اجتماعی، توجه بسیاری از پژوهشگران، فعالان اجتماعی و اعضای این صندوقها را بهخود جلب کرده است. اهمیت این موضوع نهتنها در ابعاد نظری، بلکه در حیطهی عملی نیز ملموس است، زیرا پیامدهای بحرانآفرین آن، پایداری مالی بازنشستگان و اعتماد بیننسلی را بهگونهای مستقیم و چشمگیر تحت تاثیر قرار میدهد. بحران صندوقهای بازنشستگی، ناشی از کسری منابع، مدیریت ناکارآمد، ضعف شفافیت و فقدان نظارت دقیق است و این امر باعث کاهش اعتماد عمومی و ایجاد نگرانی بینالنسلی شده است. این مقاله میکوشد تحلیلی جامع از بحران صندوقهای بازنشستگی ارائه دهد، صندوقهایی که اساساً برای تضمین امنیت دوران سالمندی کارگران، معلمان و سایر مزدبگیران تاسیس شدند، اما امروز خود به کانون بیاعتمادی و ناکارآمدی تبدیل شدهاند.
* چگونگی تاسیس سازمان بینالنسلی در ایران: در سال ۱۳۲۵، «قانون کار» به تصویب هیات دولت وقت رسید. طبق این قانون، کارفرمایان موظف بودند علاوهبر رعایت قانون بیمهی کارگران، دو صندوق مجزا در هر کارگاه تشکیل دهند: یکی «صندوق بهداشت» برای یاریرساندن به کارگر در بیماریهای غیرمرتبط با کار و دیگری «صندوق تعاون» برای اموری همچون ازدواج، کمکهزینه عائلهمندی، بیکاری، ازکارافتادگی، بازنشستگی، بارداری و غیره.
در سال ۱۳۲۸، «وزارت کار» رسماً تاسیس گردید و طبق مادهی ۱۶ قانون کار، مصوب ۱۷ خرداد ۱۳۲۸، مقرر شد صندوقی بهنام «صندوق تعاون و بیمهی کارگران» برای معالجه و پرداخت غرامت کارگران تشکیل شود. در ادامه، در اواخر سال ۱۳۳۱ و در دورهی نخستوزیری مصدق، «لایحهی قانونی بیمههای اجتماعی کارگران» برای اولینبار به تصویب رسید و طبق آن، سازمان مستقلی به نام «سازمان بیمههای اجتماعی کارگران» تاسیس شد. این سازمان مکلف و متعهد شد کمکها و مزایای مقرر در لایحه را در مورد کارگران و کارمندانی که بیمه میشدند اعمال کند. تا به امروز، ۷۹ سال از تاسیس این سازمان بینالنسلی میگذرد. این سازمان در دهههای نخست فعالیت خود، توانست با سرمایهگذاری در صنایع و املاک، منابع مالی قابل توجهی گردآورد، اما از همان ابتدا وابستگی شدید به دولت و دخالتهای سیاسی در مدیریت آن، زمینهساز بحرانهای بعدی شد.
در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، دولتها بارها از منابع این صندوق برای جبران کسری بودجه استفاده کردند، درنتیجه بدهیهای انباشتهای به آن تحمیل شد. بر اساس گزارشهای رسمی، حجم بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی اکنون بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ هزار میلیارد تومان است و هر سال رو به افزایش میرود. (۱) این بدهیها، نهتنها منابع صندوق را تحلیل برده، بلکه امکان








