۱۴۰۰ بهمن ۱, جمعه

امیرحواهری لنگرودی / هدف زندانبانان فقط شکستن ما بُود که ما را بشکنند. شکستندوخَم مان کردند،ولی دوباره بلند شدیم!

نگاهی به: جلسه اظهارات رُم افشم در دادگاه استکهلم                                                                        

امیرجواهری لنگرودی

amir_772@hotmail.com

دادگاه شفاف رُم افشم ازفعالان «اتحادیه کمونیست های ایران»

 در محاکمه حمیدنوری در استکهلم


*********

هدف زندانبانان فقط شکستن ما بُود که ما را بشکنند. شکستندوخَم مان کردند،ولی دوباره بلند شدیم!

درشرایطی که پروپاکاندای مسخره وسناریوسازی تبلیغاتی رژیم،سکوت طولانی مدت خودرادرساحت دستگاه قضایی اش وبهره گیری ازخبرگزاری میزان، تسنیم(سپاه)وایرنا وشبکه های وسیع تبیلغاتی اش باحمله به محاکمه نوری دردادگاه استکهلم شکسته است. باید نوشت: محاکمه حمید نوری دراستکهلم همچنان با محکمی صلابت شاهدان به پیش میرود!

قوه قضاییه جمهوری اسلامی درگزارشی درباره دادگاه حمید نوری درسوئد آورده که نوری «یک کارمند ساده بود» این فرد حمید نوری«به مدت ۳۰ سال است بازنشسته شده وشغل آزاد دارد».آورده است «نوری ازدسترسی آزاد به وکیل وحتی عینک مطالعه محروم بوده است»درحالی براساس مستندات تاکنونی یکی ازجنایتکارترین همدستان تاریخ شکنجه درزندان گوهردشت به نام حمیدعباسی(نوری)دراستکهلم سوئددرحال محاکمه است. درسناریوی تبلیغاتی یادشده درسطح خبرگزاری تسنیم نزدیک به سپاه پاسداران،آمده است:«سوئد، که درمجموع ۵۷جلسه دادگاه برگزارشده،غیرازشهادت اعضای منافقین، هنوز هیچ مستندات جدی وقابل توجهی علیه این فرد مطرح نشده است.» ودرادامه مدعی شده است:«نوری ۲۶ماه گذشته رادرزندان انفرادی به سربرده ودرکشور مدعی صلح وحقوق بشرازحقوق بدیهی یک متهم مثل تماس اولیه باخانواده و دسترسی آزاد به وکیل بی‌بهره بوده است»*

 من که ازنزدیک سیررویداد مربوط به محاکمه حمیدعباسی(نوری) را ازابتداء دستگیری اش تابه امروزدنبال می کنم،برایم روشن است؛ نه تنها حمید نوری ازهمان آغازدارای وکیل مدافع بوده است.بلکه جلسات بازجویی اونیزدر حضور وکیل ومترجم همراه بوده است.اوبعدازچند ماه وکیل خودراتغییرداد ویک وکیل ایرانی گرفت.اما وکیل وی پس ازمدتی پای خود راازاین پرونده کنارکشید ودو وکیل دیگروکالت اورا به عهده دارند.

برهمگان روشن است حمید نوری ازهمه گونه امکانات درسلول انفرادی اعم ازکتاب ولپ تاپ و...برخورداربوده است.طی یک سال گذشته، درشرایط کرونایی حاکم درجهان و قطع پروازهای سوئد به ایران وبالعکس، درحالی که خانواده‌بسیاری ازایرانیان ازسفربه سوئد بازمانده‌اند، خانواده حميد نوری (همسر- دختروداماد وپسر)ایشان ،تابه حال ۴باربه سوئد سفرکرده‌‌ وآنگونه که دیده شده  بويژه طی شش جلسه دفاعیات اولیه اش دراوایل آذرماه ۱۴۰۰ - درصحن دادگاه حضورداشتند ویک به یک به اسم توسط نوری- به عنوان شاهکارخلقت- به اعضاء دادگاه معرفی شدندونکته دیگراینکه سناریوی منتشره توسط دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی تلاش می‌کند دستاوردهای محاکمه حميد نوری را باطل جلوه دهد.ازاینروچنين ادعا میکند:«درطول ۵۷ جلسه دادگاه درپنج ماه گذشته منافقین ودادگاه سوئد هنوزهیچ مدرک جدی ومحکمه پسندی علیه نوری مطرح نکرده‌اند،با این حال روند این دادگاه نمایشی که براساس بعضی اخبارتاکنون برای دولت سوئد بیش از ۵۰ میلیون یورو هزینه درپی داشته همچنان ادامه دارد.»این ۵۰ میلیون یورو،معادل۵۰۰ میلیون کرون سوئد،خرج «کارمندساده» الدنگی میگردد که پنج کرون هم ارزش انسانی هم دراونیست وبعنوان جانی ومتهم،امروزهم دردادگاه ودربرابرچشمان همگان، با شکلک درآوردن درحال «شکنجه سفید» زندانیان دیروزی خودکه امروز در هیکل شاکی وشاهددردادگاه استکهلم حضورمی یابند،دردوربین و دستگاه ضبط ، دربرابرمحکمه قضایی وچشمان دادگاه اقدام می ورزد!

باری دادگاه حمید نوری جانی دراستکهلم دراولین هفته سوم ودرشماره تسلسل پنجاه وهشتمین جلسه درتاریخ روزپنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰برابربا ۲۰ژانويه  ۲۰۲۲با حضورشاهد رفیق رُم افشم ازفعالان«اتحادیه کمونیست های ایران» به قول رئیس دادگاه،قاضی ساندر؛رکورد زمانی ساعات دادگاه راشکست و ساعت۱۷/ ۳۷دقیقه عصرپنجشنبه به پایان رسید! رُم افشم بچه جنوب شهر تهران با صداقت و محکمی و به عقب نشینی واداشتن وکلای مدافع حمید نوری( آقای دانیل مارکوس) را خوب پیچاند ودر دام تناقض گیری های آنهانیفتاد حتی آنها را به مسخره گرفت وگفت:«اگرسئوال درست و حسابی داری بپرس تا جواب درست حسابی بگیری والا من خسته شدم » دادستان هم به وکلای حمید نوری تذکرداد.

باری شاهدروزپنجشنبه رفیق رُم افشم،باآغازرسمیت دادگاه وادای قسم خوردن، دوموضوع رامتذکرشد:یکم - من بیماری پ.تی. اس.دPTSD) )وخستگی مفرط دارم.

نکته دوم اینکه؛ پلیس قراربود بازجویی هام آنگاه که ترجمه شد، یک نسخه آنرا برایم بفرستد واین کارتاحال انجام نشد.

رئیس دادگاه،قاضی ساندراعلام داشت:هرموقع لازم داشتید، بگوئید تا استراحت بدهیم ودیگراینکه مابعنوان اعضاء دادگاه ازبازجویی شما با پلیس خبری نداریم .آنچه امروزبه خاطرمی آورید مهم است.

امیرجواهری لنگرودی/ یادداشت ۳۷ : گزارش سی وهفتمین جلسه محاکمه‌ی حمید نوری (عباسی) از استکهلم:

یادداشت ۳۷ گزارش سی وهفتمین جلسه محاکمه‌ی حمید نوری (عباسی) از استکهلم: امیرجواهری لنگرودی

دادخواهی بربنیاد حقیقت تعریف می گردد. تفاوت عظیمی است بین کسی که متهم است وکسی که می خواهد شهادت بدهد. شاکی و شاهد و شهادت او نباید برمبنای داوری سیاسی و ایدئولوژیک بنا گردد. مهم این است که جنایت کشتارخونین و تاریخی تابستان ۱۳۶۷ دراین دادگاه به رسمیت شناخته شود  وبه جهانیان اعلام گردد که کلیت نظام جمهوری اسلامی برپایه فتوای امام مرگ»خمینی»چنین جنایت دهشتناکی را در این زندان و دیگرزندان های سراسر ایران درآن تابستان خونین آفریدند و امروز هم با بی پروایی هرچه تمامتر، برپهنه جامعه ما حکومت می کنند و جنایت می افرینند! دادخواهی همین است! هم صدا شدن بامادران، پدران،همسران و فرزندان همه‌ی ایرانیان خفته در خاوران‌های ایران، بدون گره زدن نامِ مبارزان با وام خواهی حقوق بشری اتحادیه‌ی اروپا که نماینده‌اش در جریان مضحکه‌ی نشست قاضی مرگ «ابراهیم رئیسی» برتخت قوه‌ی اجرایی کشورمان ایران، مهمان این جانی و حاکمیت جنایتکار بوده‌اند. پژواک صدای دادخواهی همه‌ی مردمان رنج کشیده و داغدار، به وسعت ایران باشیم!پژواک صدای دادخواهی همه‌ی مردمان رنج کشیده و داغدار، به وسعت ایران باشیم!

یادداشت ۳۷

گزارش سی وهفتمین جلسه محاکمه‌ی حمید نوری (عباسی) از استکهلم


     امیرجواهری لنگرودی

amir_772@hotmail.com

توضیح:

طی هفته دوازدهم سی وچهارمین، جلسه دادگاه حمید نوری (عباسی)، درسالن ۳۷دادگاه مرکزی شهراستکهلم پایتخت سوئد روزسه شنبه/۴ آبان ۱۴۰۰برابربیست و ششم (۲۶) اکتبر۲۰۲۱ به جرم مشارکت درکشتارزندانیان سیاسی درتابستان ۱۳۶۷، کار خود را به پیش برد.

درروزسه شنبه آقای رضا فلاحی، اززندانیان سیاسی دهه ۶۰ و جان‌به‌دربرده ازاعدام‌های ۶۷به ارائه شهادت خود پرداخت. رضا فلاحی ،به عنوان شاهد و شاکی ساکن لندن فعال سیاسی و هوادار مجاهدین روزسه شنبه بیست و ششم اکتبربا اظهارات خودبرای دادگاه بعنوان بیست وششمین شاکی وشاهد بعد ازخانم ها وآقایان:

۱-ایرج مصداقی۲- نصرالله مردانی۳- مهدی برجسته گرمرودی ۴-همایون کاویانی ۵- سیامک نادری۶- محسن اسحاقی ۷-رمضان فتحی ۸- مهدی اسحاقی ۹- علی اکبربندلی(اکبربندعلی) -۱۰مسعوداشرف سمنانی۱۱-سولمازعلیزاده ۱۲- احمد ابراهیمی ۱۳- فریدون نجفی آریا ۱۴- خانم ساراروزدار ۱۵-حسن گلزاری(بخش اول)وحسن گلزاری(بخش دوم) ۱۶- مجید جمشیدیت۱۷– خدیجه برهانی ۱۸- سید حسین سید احمدی  ۱۹-مهنازمیمنت نژاد ۲۰- مهری حاجی نژاد۲۱- سیدجعفر میرمحمدی برنجستانکی ۲۲– صدیقه حاج محسن۲۳- ویدا رستم علی پور۲۴- لاله بازرگان ۲۵- علی ذوالفقاری دراین دادگاه شهادت داده‌اند. 

دراین یادداشت اظهارات رضا فلاحی ،به عنوان شاهد وشاکی فعال سیاسی  و هوادار مجاهدین ساکن لندن روزسه شنبه بادادگاه استکهلم راانعکاس می دهم.

رئیس دادگاه،قاضی ساندر: به رضا فلاحی خوشآمد می گوییم. قبل از اینکه بازپرسی شروع بشود، نکته ای است که باید ازطرف هیئت دادگاه اعلام کنم: برای دوهفته ۴۵ و ۴۶، ماه درماه ژوئن یک درخواست کمک قضایی مالی به کشور آلبانی فرستادیم. این کمک مالی که به آن «معاضدت حقوقی»می گویند. درمورد کسانی است که پاس سیاسی دارند ودر مورد آمدن آنها به اینجا، دولت های بین المللی کمک کنند. این اشخاص طبق اسنادومدارکی که تحویل ماداده شده،ورود آنها ضروری است ونمی شودگفت که شهادت آنها را نادیده بگیریم که نباشند بلکه بایدحضورداشته باشند وشهادت بدهند. می خواستم اطلاع بدهم که با درخواست ما «معاضدت مالی حقوقی» موافقت کردند.این بدین معنی است که مخارج دادگاه پرداخت می گرددو دادگاه دو هفته ۴۵و۴۶همه شان به آلبانی میروند. یکی ازوکلای مدافع بایدبیایدو همچنین وکلای شاکیان، یعنی کسانی که موکلای آنهادرآلبانی هستند،همه آنها باید بیایند. این بدین معنی است که به زیان ساده تربگویم که همه دادگاه سال۳۷طی دوهفته ۴۵و۴۶درآلبانی خواهند بود.دادگاه آلبانی زمانی را که در اختیار ما گذاشته ساعت هشت(۸)صبح تاچهار(۴)بعدازظهرو ناهاری هم دوازده(۱۲) تا یک(۱) بعد ازظهرlمی باشد . امیدوارم که نگهبان های انیجا بتواننددرفاصله یک ساعت کارناهار را انجام بدهند.چون آنها یک ساعت بیشتر وقت ندادند.!

رئیس دادگاه افزود: حالا  یک پیشنهاد دارم ، چون زمانمان آنجا کمتراست وما تحت تاثیر فشار زمانی قرارنگیریم.دادستان ها آن مقدمه شان را که می خواهند درآلبانی طی دو هفته انجام بدهند،اینجا انجام بدهند.مثلایکی ازروزهائیکه پیشنهاد می کنم،همین جمعه است!چنانچه مقدمه رااینجا انجام بدهند،درالبانی تنهاسراغ بازپرسی می رویم!   البته این فقط یک پیشنهاد است،به آن فکربکنیدو به من جواب بدهید. اگر مناسب بود و پذیرفتید، خودتان رابرای این جمعه آماده کنیدکه مقدمه بازپرسی هائیکه آنجاقراره انجام بشودرا،پیشترانجام بدهیم!

درموردنظم و ترتیب سالن هم یک درخواستی شده بود،مبنی براینکه این گالن آبی را که اینجا داریم، جایش راعوض بکنیم،گفتند:که نمی شود، جایش را عوض کرد، منبع آب باید همین جا باشد.با توجه به قرارگرفتن این منبع آب،اتفاقی که هفته پیش افتاد، ازلحاظ امنیتی من این تصمیم راگرفتم که شاکی ها اجازه ندارند،درطول وحین بازپرسی بروندوازآنجاآب بیاورند. اگر خیلی به آب احتیاج داشتید به وکلاتان بگوئید تا آنها برایتان آب بیاورند.همچنین اجازه می دهم که دردو ردیف آخر،کسانیکه طرفیق این قضیه هستند،بیانیدوبنشینند.امااین شامل هفته۴۵و۴۶ یعنی آن دو هفته ای که هیئت دادگاه به آلبانی میروند،نمی شود.آن موقع شاکیانی که می خواهند حضورداشته باشند،باید به سالن بغل دستی شش (۶) بروند!اینهااطلاعاتی بودکه میخواستم درمقدمه امروزدراختیارتان بگذارم .

رئیس دادگاه: خوب حالابه برنامه امروز،بازپرسی امروزآقای رضا فلاحی میرویم.به سالن۳۷ دادگاه بوی استکهلم خوش آمدید . دادستان ها خواستند که شمابه اینجا بیائید وازمشاهدات و تجربیانت خوددرزندان گوهردشت سال۸۷تا۹۸صحبت داشته باشید.دادستان هاسمت راست شما نسشته اندوبه آن بازپرسی اصلی می گویند که آنها ازشما خواهند پرسید.بعد از آن هم وکلای دیگرمی توانند از شما بپرسند،ازجمله وکیل خودشما«یالمارشون»که بغل شما نشسته است.ممکنه اونیزیکی ازافرادی باشدکه ازشما سئوال داتشه باشد.و همچنین ازطرف وکلای مدافع حمید نوری که سمت چپ شما نشسته اند،می توانند ازشما سئوال بپرسند.

رئیس دادگاه ادامه داد: خیلی خوب رضا فلاحی، الان کلام رابه دست وکیل تان«یوران یالمارشون»می دهیم که درمقدمه اظهاراتی بیان می دارد.بعدازآن به بازپرسی ازشمامی پردازیم :

یوران: مرسی از شما، رضا فلاحی درتاریخ۲۳ اگوست ۱۹۶۰در تهران متولد شد. رضا درلیست ب(B) شماره پانزده(۱۵) اسمش است. رضا فلاحی کمی تواند تائید بکند که تمامی اسامی که درلیست ب(B) هستند چه قبل ازقبل از اعدام ها ، چه حین اعدام ها و چه بعد از اعدام ها درگوهردشت بودند. دونفرازاینهارابا اطمینان خاطرمی تواندبگوید که درحین اعدام ملاقات کرده است. این اشحاض شماره ده(۱۰)، نجفی آریا فریدون و شماره بیست ودو(۲۲)،محمود رویایی، رضافلاحی بعداز اینکه دیپلمش رادرتهران گرفت به خدمت سربازی رفت وبیست و یکماه (۲۱)ماه خدمت کرد. درحین انجام خدمت سربازی، رضادرسال  ۱۳۶۰به خاطرهواداری ازمجاهدین دستگیرمی شود.درابتداءاورا به زندان اوین می برندودرآنجا به طوروحشتناک وجدی مورد شکنجه قرارمی گیرد.رضابعدازاینکه مدتی درزندان قزلحصار بود،درسال۱۳۶۵اورابه گوهردشت میبرند!رضا در زندان گوهر دشت تاشش(۶)ماه بعدازخاتمه اعدام ها درگوهردشت باقی ماند. بعد ازآن تازمانیکه آزاد گرددیعنی سال ۱۳۷۰، اورا به زندان اوین میبرند.حکم زندان رضا فلاحی ده(۱۰) سال زندان بود. یعنی درکل می توانیم اینگونه بگوییم:که رضا ازبیست(۲۰) تا سی (۳۰)ساله گی اش را درزندان بوده است!حالاخودرضا برای ما تعریف خواهد کردکه همان روزی که اورا به راهروی مرگ وازآنجا پیش «هیئت مرگ»می برند.آنروز روز طولانی بوده و رضا مشاهدات زیادی راشاهد بوده که برای ما تعریف می کند.او«حمیدنوری» رامی بیند که کارهای مختلفی که درسمت رهبری وریاستی که داشته انجام می داد.رضاحمید نوری راچندین بارهم قبل ازاعدام ها،درحین اعدام هاوهم بعد ازاعدام ها دیده است. رضا برای ما درمورد استفاده ازچشم بند تعریف خواهد کردواین خود وسیله ای که استفاده می شد تا زندانیان را بترسانندووحشت زده بکنندوعملی غیرانسانی بود.یک نظریه از جانب «میدیکال فوندیشن»لندن تحویل دادم ولی الان بعضی از محتویات آنرامی خواهم ذکرکنم.اول بگویم:این«میدیکال فوندیشن» درلندن،مرکزی است برای افرادی که موردشکنجه قرارگرفته اند.دربندسه۲۰۰۳نوشته شده که رضا مبتلا به بحران سندروم حوادث ناگواراست که درآن نوشته شده وتائید شده وآن هم به خاطرشکنجه هایی بود که درزندان متحمل شده وسرش آمده است. مسلما درپایان یک سری سئوال از رضا خواهم کرد در مورد زجری که کشیده وحالت روحیه وضعیت امروزین اش.

مرسی از شما !

۱۴۰۰ دی ۲۰, دوشنبه

بیانیه ۲۷ نهاد چپ و دمکراتیک / بکتاش آبتین، شاعر، فیلمساز، نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران بقتل رسید!

بیانیه ۲۷ نهاد چپ و دمکراتیک

 

بکتاش آبتین، شاعر، فیلمساز، نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران  بقتل رسید!

در دومین سالگرد کشتار عمدی و جمعی مسافران پرواز۷۵۲ اوکرائینی با پدافند سپاه ، امروز جنایتکاران نظام اسلامی فاجعه تازه ای آفریدند. بکتاش آبتین، شاعر، فیلمساز، نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران  بخاطر عدم توجه مقامات رژیم و تاخیردر اعزام به  بیمارستان جهت درمان فوری بیماری کرونا درگذشت . "جرم" بکتاش آبتین دفاع از آزادی  بدون حصر و استثنا بود که چون سه هموند دیگرش بازداشت و در زندان  به کرونا مبتلا شده بود.  سعیدی سیرجانی ، سعید سطانپور ، محمد مختاری ، جعفر پوینده و بسیاری از نویسندگان دیگر نیزدر این رژیم جهل و جنایت کشته شده اند. 

همانگونه که کانون نویسندگان در بیانیه مطبوعاتی خویش نوشته ما نیز نگران جان سه عضو دیگر کانون و همه زندانیان سیاسی عقیدتی هستیم و بویژه زندانیانی که امروز در اعتراض به قتل بکتاش آبتین در بند 8 اوین فریاد "مرگ بر دیکتاتور" سردادند:

"کانون نویسندگان ایران هم‌چنان نگران سلامت سه عضو زندانی خود، رضا خندان مهابادی، که هم اکنون با بیماری کرونا دست‌وپنجه نرم می‌کند، کیوان باژن و آرش گنجی و همه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی است و بیم آن دارد که هر آینه با تداوم سیاست‌های جنایت‌کارانه، فاجعه‌ای دیگر به بار آید.

کانون نویسندگان ایران با ابراز تسلیت قتل بکتاش آبتین به خانواده، یاران او در کانون نویسندگان ایران، و جامعه‌ی مستقل فرهنگی کشور و اعلام تعهد به ادامه‌ی راه او در مبارزه با سانسور و دفاع از آزادی اندیشه و بیان بی‌هیچ حصر و استثنا در مراسم بدرقه و خاک‌سپاری او در کنار خانواده‌اش خواهد بود".

۱۴۰۰ دی ۱۳, دوشنبه

امیرجواهری لنگرودی: عاشق زیستن و زندگی با فلسفه دکتر فریدون شایان در سوئد (استکهلم ) از کرونا در گذشت!

يكشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۰ برابر با ۰۲ ژانويه ۲۰۲۲

خبری تاسف بار

برای دوستداران فرهنگ و دانش

عاشق زیستن و زندگی با فلسفه دکتر فریدون شایان در سوئد (استکهلم ) در اخرین روز سال ۲۰۲۱ از قبلِ بیماریِ کرونا ، در بیمارستانی در استکهلم ، جانش را از دست داد !

همقطارانِ و همسرنوشتانِ نسلِ من ، همه آنانی که با کتاب و قلم آشنایی بهم زدند و به گزینش کتاب و سیر تاریخ و فلسفه پا نهادند ، با نام فریدون شایان آشنایی بهم زده اند . کتاب « نگاهی به فلسفه» اثر فریدون شایان ، هر خواننده ای را با ساده ترین مفاهیم فلسفی آشنا می سازد .

کافی است کتاب از« میمون تا انسان» فریدون شایان را بخوانی و به تبار انسانی خود پی ببری و موجودیت نظام پیوسته به آسمان ها را به هیچ بشماری . کتاب « سیری در تاریخ ایران باستان » تو را با سیر انگارهای تاریخ ایران همراه می گرداند . کتاب به غایت ساده و روان که آموزش آن در نظام آموزش کشور می توانست ارکان دروغ پردازی به سیر تاریخ کشور از دیر باز تا امورز را به هیچ انگارد ... در باز شناسی دانش جامعه شناسی و دانش فلسفه کتاب با ارزش: « مقدمه ای بر جامعه شناسی و فلسفه » ماندگاری این دو سطح دانش اجتماعی را پیش پای خواننده قرار می دهد .


چند اثر ماندگار دیگر از او به نام های : «بروز تراژیک در پاراداوکس‌های تاریخی»، «از بهشت تا بهشت»، و «از سامان عقلی تا سامان هستی» از جمله پژوهش های سال های اخیر آقای فریدون شایان است.

من با دکتر فریدون شایان در دهه پنجاه در کتابفروشی شبگیر ابتداء در شاه آباد آشنایی بهم زده ام و در سال۱۳۵۶او را برای چند سخنرانی به شهرمان لنگرود و تدارک یک جلسه رد دانشگاه گیلان به همت و پشتکار رفیق سالیانم زنده یاد عبدالله لیچاهی که کارمند پرسنلی دانشگاه گیلان بود با تدارک بزرگترین میز کتاب بدون یک تومان پشتوانه مالی به همه زنده یاد ولی الله محمدی صاحب کتابفروشی شبگیر به امانت گرفته بودم ، بر گزار گردید . فریدون شایان دانش اموخته رشته فلسفه از فرانسه بوده است و زمانی در ایران نیز تدریس می نمود. .

بعد از انقلاب بهمن در ایران به دفعات او را می دیدم ... و بعد از تبعید مان به این سوی جهان . او را در مالمو سوئد یافتم . بعد از مدتی به گوتنبرگ نقل مکان نمود بادوست دیرینه ام زنده یاد « هوشنگ پورکریم » نویسنده و محقق جامعه سناسی روستایی، دوستی و آمد و شد داشت . آقای شایان چندی در گوتنبرگ اقامت گزید . بعد به استکهلم رفت با دانشگاه امئو در شمال سوئد کار پژوهشی با ارزشی را به نام « سوئد در گذرکاه تاریخ » با سوتیتر ( تاریخ سوئد) به روایت : فریدون شایان انتشار داد .



پروژه ای برای دانشگاه امئو درشمال سوئد طی سال های دهه نود میلادی در وارسی تاریخ سوئد به مدت یک سال پیش برد . این کار به مدیریت او و چند تن از دانشپژوهان علاقمند به تاریخ برای جمع آوری فیش های ضروری به کار گمارده شدند. اما طی یکسال انجام این پژوهش تاریخی میسر نیفتاد و یک سال دیگر توسط دانشگاه امئو تمدید شد . سرانجام کاری ارزنده و ماندگار به نام « سوئد در گذرگاه تاریخ » یا (تاریخ سوئد) به روایت : فریدون شایان به نگارش درآمد که نشرباران درسوئد آنرا درسال۱۳۷۷ برابر ۱۹۹۸ در ۳۹۴صفحه به چاپ رساند . تلاش خواهم کرد که در فرصتی مناسب به وارسی و معرفی این کتاب ارزنده بر آیم .

دکتر فریدون شایان ، دانش اموخته رشته فلسفه از فرانسه بوده است و زمانی در ایران نیز تدریس می نمود. در سوئد غیر از این مورد کار دانشگاهی نتوانست از مدرک دانشگاهی اش بهره گیرد و به کارگمارده شود. با این همه هیچگاه از کار نوشتن در باب فلسفه دست نشست و دیگر کار باارزش او « فرهنگ فلسفی» بود که رفیق سالیانم سعید افشار برای «تلویزیون برابری» با او به گفتگو می نشیند!

https://www.youtube.com/watch?v=-UICDF0srUk

زندگی شخصی اش ساده و بی تکلف و بی پیرائه بود از زمره تبعیدیان بود که افتادگی و منش او در برخورد با رفقایش همواره به جان می نشست . من در شرایطی که او در استکهلم می زیست به مدت یک سال و اندی برایش در پاتوق کتاب اندیشه کلاس فلسفه و زیبایی شناسی هنر گذاشته بودم که حدود بیست نفر به شکل پیگیر در این کلاس ها شر کت می کردند و ما آمد وشد او از استکهلم به گوتنبرگ را تامین می کردیم . محیط «پاتوق کتاب اندیشه» گوتنبرگ را خیلی می پسندید . گاها ساعت ها با هم به گفت و شنود می نشستیم و صد البته من شنونده گفتار او بودم و همواره یاد می گرفتم .

در خود استکهلم نیز توسط دوستان علاقمند به فلسفه در محافلی چند برایش دوره های آموزش فلسفی در دوره های مختلف تدارک می دیدند .

کتاب فلسفی به نام « پنجره ای به حقیقت: مروری در اندیشه فلسفی» که بیشتر به شکا روایی به بیان نگاه فلسفی می نشیند :

دراین اثربغایت خواندنی : « فریدون از عمویش، سئوالاتی فلسفی می‌پرسد و عمو در پاسخ به سئوالات او در یک جمع فامیلی عده‌ای از جوانان مشتاق به دانستن راز هستی و جاودانگی را گرد می‌آورد و از سقراط و افلاطون، بودا، برهمن و زرتشت و.... و عصاره‌ی اندیشه‌ی آنان، که هریک می‌خواهند جهان و هستی را با فلسفه‌ی خود، تعبیر کنند، سخن می‌راند. در این میان هوشنگ از آن‌چه که در فلسفه‌ی فیثاغورث اهمیت دارد و یک دانشجوی تاریخ از منابع فکری مهم مارکسیسم و رابطه‌ی فلسفه‌ی هگل و دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی مارکس و انگلس صحبت می‌کند. این بحث فلسفی که ابتدا به صورت سئوال و جواب بین جوانان و عمو شروع شده بود، سرانجام به اظهار نظر همه‌ی شرکت‌کنندگان می‌انجامد....»

مرکز فرهنگی ( پاتوق کتاب ) اندیشه گوتنبرگ ؛ تلاش خواهد نمود که در اولین فرصت ، برای گرامیداشت خاطر او به تدارک مراسم یادواره دکتر فریدون شایان اقدام ورزد!

یاد فریدون شایان همواره بر من و ما است

 

 

  

۱۴۰۰ دی ۱۰, جمعه

امیرجواهری لنگرودی / یادداشتی درحاشیه دادگاه حمید نوری استکهلم: خوب است دربرابر دشمن مشترک، بهم کمی مهربانتر و صادقتر باشیم!

یادداشتی درحاشیه دادگاه حمید نوری استکهلم:

خوب است دربرابر دشمن مشترک، بهم کمی مهربانتر و صادقتر باشیم!

امیرجواهری لنگرودی                                                                                                  جمعه ۱۰ دی ۱۴۰۰ برابر با ۳۱ دسامبر ۲۰۲۱

amir_772@hotmail.com



 چند پرسش ساده از:آقای مهرداد نشاطی ملکیانس ،یکی ازشاهدان دادگاه نوری دراستکهلم!

همه آنانی که مرا می شناسند وبه یادداشت هایم درباب گزارش دهی از دادگاه حمیدعباسی(نوری)دردادگاه استکهلم دسترسی دارند، نیک دریافته اند؛ من به جنجال آفرینی درحاشیه دادگاه سخت بی باروم ودادخواهی بیشماریاران دیروزی وفرزندان جامعه مان که زیرخروارهاخاک آرمیدهاند را درجوهروگوهرخویش درهیکل وجودی این وآن حزب،سازمان وگروه نمی بینم. دادخواهی را بربنیاد حقیقت می بینم . آنچه دردادگاه استکهلم می گذرد را پژواک صدای دادخواهی همه‌ی مردمان رنج کشیده و داغدار، به وسعت ایران می شناسم، که شاکیان وشاهدان دادگاه استکهلم،قطره ای ازدریای آن یارانند،هریک به کلامی ونشانی درخور!

سوژه اصلی این یادداشتم، دفاع ازحیثیت رفیقی ایست که سال هاست درمیان ما نیست ولی نشان بُوداوبامن وما است،سخت اذیتم می کند که لب فروبندم وننویسم. ازاینروسکوت درحق رفیق سالیانم جانِ شیفته علی اکبرشالگونی رابی هیچ ابهامی برنمی تابم وخود را موظف به نوشتن این یادداشت در حاشیه دادگاه برمتن اظهارات یکی ازشاهدان دادگاه دیدم.

باری پنجاه وپنجمین(۵۵)جلسه دادگاه حمیدعباسی(نوری)،روزچهارشنبه ۲۲دسامبر۲۰۲۱به عنوان آخرین جلسه سال به شهادت«مهرداد نشاطی ملکیانس» اختصاص داشت،شاهد دادگاه، آقای مهرداد نشاطی برپایه یادداشت هایم، چندین باراززنده یاد«علی اکبرشالگونی»نام برد.که دراین یادداشت به یکی از آن موارد می پردازم .

*- «...  من واکبردرسلول بودیم که پاسدارآمد ومن را صدا زد. من نمی‌دانستم برای چه اما چشم‌بند زدم و آمدم بیرون. یک نفر دیگر از باقی‌مانده‌های بند ما را هم صدا زد و او پشت سر من قرار گرفت....»

«... من تمام موارد یعنی مصاحبه کردن وباقی موارد را،همه را نوشتم نه! یعنی طبق موضعی که داشتیم...من این‌ها راپُرکردم،تمام شد وما را دوباره به همان بند ب (B)برگرداندند؛همان‌جا که بودیم. من آنجا ماجرارابرای اکبرتعریف کردم واکبرشدیدابه من انتقاد کرد.اوتأکید می‌کرد که بابا اعدام است،کوتاه باید بیاییم… دارند می‌کشنددیگر؛مرگ است. به هرحال این کاری بود که من کرده بودم وگفتم که حالاببینیم چه پیش می‌آید واگرلازم شدتغییرش می‌دهم. خوشبختانه البته برای من دیگرهیچ عواقبی نداشت.»

یاد آورمی گردم :رفیقمان علی اکبرشالگونی ازکادرهای مبارزسازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) براثربیماری درروزپنجشنبه دهم ژانویه ۲۰۱۳برابر۲۱دی ۱۳۹۱درشهربرلین آلمان چشم ازجهان فروبست ودر میان اندوه پُرشمارانی اززندانیان سیاسی رها شده اززندان به خاک سپرده شد والان نه (۹) سالی ایست که درمیان ما نیست .

۱۴۰۰ دی ۷, سه‌شنبه

امیرجواهری لنگرودی / یادداشت ۳۶ / گزارش سی وششمین جلسه محاکمه‌ی حمید نوری (عباسی) از استکهلم

یادداشت ۳۶

گزارش سی وششمین جلسه محاکمه‌ی حمید نوری (عباسی) از استکهلم

     امیرجواهری لنگرودی

amir_772@hotmail.com


 


توضیح:

 طی هفته یازدهم سی وسومین،جلسه دادگاه حمید نوری (عباسی)،درسالن ۳۷دادگاه مرکزی شهراستکهلم پایتخت سوئد روز چهارشنبه۲۸مهر۱۴۰۰برابربیستم(۲۰)اکتبر۲۰۲۱به جرم مشارکت   درکشتارزندانیان سیاسی درتابستان ۱۳۶۷، کارخود را به پیش برد.

درروزچهارشنبه آقای علی ذوالفقاری،به عنوان شاهد و شاکی ساکن سوئیس فعال سیاسی و هوادار مجاهدین روزچهارشنبه بیستم اکتبربا اظهارات خود برای دادگاه  بعنوان بیست وپنجمین شاکی وشاهد بعد ازخانم ها وآقایان:

۱-ایرج مصداقی۲- نصرالله مردانی۳- مهدی برجسته گرمرودی ۴-همایون کاویانی ۵- سیامک نادری۶- محسن اسحاقی ۷-رمضان فتحی ۸- مهدی اسحاقی ۹- علی اکبربندلی(اکبربندعلی) -۱۰مسعود اشرف سمنانی۱۱- سولمازعلیزاده ۱۲- احمدابراهیمی ۱۳- فریدون نجفی آریا ۱۴- خانم ساراروزدار۱۵-حسن گلزاری(بخش اول)وحسن گلزاری(بخش دوم) ۱۶- مجید جمشیدیت۱۷- خدیجه برهانی ۱۸- سید حسین سید احمدی  ۱۹- مهنازمیمنت نژاد ۲۰- مهری حاجی نژاد۲۱- سیدجعفرمیرمحمدی برنجستانکی ۲۲- صدیقه حاج محسن۲۳- ویدا رستم علی پور۲۴- لاله بازرگانی دراین دادگاه شهادت داده‌اند.

دراین یادداشت اظهارات علی ذوالفقاری،به عنوان شاهد و شاکی فعال سیاسی وهوادارمجاهدین ساکن سوئیس روزچهارشنبه با دادگاه استکهلم  راانعکاس می دهم.

رئیس دادگاه: سلام و روز خوش. سلام آرام شد و به جلسه دادرسی ادامه می دهیم. همه به سالن۳۷دادگاه استکهلم خوش آمدید . جلسه امروز به اظهارات علی ذوالفقاری است . به ایشان خوش آمد می گوییم.

علی : خیلی ممنون!

رئیس دادگاه:اسمم توماس ساندر است و من قاضی رئیس دادگاه هستم. و وکیل مدافع شما بنکت هسلبری است که کناردست شما نشسته است. بازپرسی ازشما ازجانب دادستان ها است که سمت راست شمادرسالن نشسته اند.این نشست درموردمشاهداتت وتجربیاتت درزندان گوهردشت  ازسال ۸۶ تا۸۹ و دلیل زندانی بودنت درآنجا ست! وقتی که دادستان ها سئوالاتشان تمام شد، بقیه وکلا نیزدر دادگاه حضور دارند،می توانند به طرح پرسش های خودبپردازند. بازپرسی از طرف وکلای مقابل هم ممکنه بشه وآنها وکلای مدافع حمید نوری هستندکه درسمت چپ شما نشسته اند.همانطوری که تا به امروزانجام دادیم. همه آنهایی که ازشما سئوال می پرسند، ابتداء خودشان را معرفی خواهند کرد.

رئیس دادگاه:اطلاعاتی که لازم بود،تا اینجای کاردرباره آقای"علی ذوالفقاری" بدهم به دادگاه دادم. دادستان چیزی است که شما بخواهید بگویید؟

دادستان : نه، متشکرم !

رئیس دادگاه: الان وکیل شاکی شروع می کنه به اطلاع دادن . ازآقای بنکت هسلبری تقاضا می کنم که کلام اش را شروع کند.