۱۳۸۸ مرداد ۱, پنجشنبه

تجاوز جنسي به دستگيرشدگان شيراز‏ بر مبنای خبری از گاردین، در جریان تظاهرات شیراز چند جوانی که دستگیر شده‌اند، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. جوانی که شرح احوالش در متن مقاله آمده است، در طی دو یا سه روز به کرات مورد تجاوز قرار گرفته؛ به نحوی که روده‌اش پاره شده است او را با استفاده از دفترچه بیمه شخص دیگری به بیمارستان برده‌اند و وضعیتش پزشکان را بسیار متأثر کرده است. این جوان می‌گوید که در آغاز با گفتن این که بچه‌پررو هستی و رویت را کم می‌کنیم، به او تجاوز شده و بعد یکی از تجاوزگران با گفتن این‌که از او خوشش می‌آید، چندین بار دیگر و در سلول انفراندی به او تجاوز کرده است البته می‌دانیم که این روش تنبیهی ویژه ایران نیست و در تمام دنیا سابقه دارد. اما در ایران این مسأله دارای سابقه تاریخی ترسناکی است. روشن نیست که چرا گروهی نامرد دچار این توهم هستند که اندام باروری آنان در حقیقت نوعی سلاح است که آن را علیه هم‌جنس خود به کار می‌اندازند. بر طبق اسناد تاریخی، چنگیزخان مغول هر خانی را که شکست می‌داد، در مراسمی آیینی مورد تجاوز قرار می‌داد. از آن لحظه به بعد این خان به نحوی به یکی از همسران چنگیز تبدیل می‌شد. پس در حقیقت متوجه می‌شویم که در این نوع روش اندیشه به طور کلی عمل جنسی خواسته ناخواسته نوعی «تجاوز» محسوب می‌شود. بر این باورم که این کار در ایران گستره زیادی دارد؛ به طوری که منجر به ابداع اصطلاح «زن ریش‌دار» شده است. چنین به نظر می‌رسد که برای له کردن شخصیت مرد، این نوع تجاوز مرسوم بوده است. آغامحمدخان قاجار برای خرد کردن شخصیت لطفعلی‌خان زند دستور داد تا جمع کثیری از لشکریانش به او تجاوز کنند. این جوان می‌گوید در فاصله زمانی که به او و چند نفر دیگر تجاوز شده، بحثی میان مورد تجاوز قرار گرفتگان صورت گرفته که آیا این عمل آن‌ها را از شخصیت تهی کرده و یا صرفاً باید آن را نوعی شکنجه تلقی کرد. اما بعدتر شرایط روحی او به گونه‌ای تغییر کرده که دچار احساس خودکشی شده است. و اکنون این پرسش به میان می‌آید که این نیروهای متجاوز چه کسانی هستند؟ بحث اصلی و اساسی این است که در اذهان گروه قلیلی از این اوباش به راستی این معنا خانه کرده که مردم نوعی گوسفند هستند تجاوزگران شیرازی نیز بر این پندارم که آزادی را فقط برای گروه قلیلی طالبند و اکثریت مردم را عوام دانسته و با گوسفند برابر می‌دانند. در نتیجه تجاوز نیز امری عادی تلقی می‌شود بر این گمانم که جامعه ما نیازمند یک غسل روحی است تا بتواند خود را از شر چنین افکار پلیدی رها کند. جنگی که امروز در جامعه جاری است، عبارت می‌شود از تزریق ضرورت برابری و آزادی در اذهان آن دسته بیماری که به راستی باور کرده‌اند باید به جای همه بیندیشند. اینان هستند که دستور تجاوز را صادر می‌کنند. لابد با این استدلال که سوسول‌ها را باید ادب کرد ..... __._,_.

هیچ نظری موجود نیست: