۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

محمود بهشتی لنگرودی ، از بیمارستان ترخیص شد ؛ حکایت همجنان باقی ایست ! امیر جواهری لنگرودی


 در برابر چنین جسارتی و به احترام بر می خیزم


استوانه مقاومت شهرمان لنگرود ، محمود بهشتی لنگرودی  پس از ۲۲ روز اعتصاب غذا، لحظاتی پیش از بیمارستان ترخیص شد و به خانه بازگشت

امیر جواهری لنگرودی

از اولین سری دبیران "پاک "سازی شده  ؛ اخراجی دبیرستان های شهرستان لنگرود آبان سال ۱۳۵۸






یادداشت کارگری
محمود بهشتی لنگرودی بعد از ۲۲ روز اعتصاب غذا  ار بیمارستان به مرخصی فرستاده شد

حکایت همچنان باقی ایست !

امیرجواهری لنگرودی

پنجشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵ برابر با ۱۲ می ۲۰۱۶



کلام آخر هنوز گفته نشده است!


در حالی این یادداشت کارگری  را خدمت شما ارائه می دهم که مطابق خبرها، از وضعيت معلمان دربند، محمود بهشتی لنگرودی، دبیرکل پیشین وسخنگوی فعلی کانون صنفی معلمان ایران ، از بیمارستان به مرخصی فرستاده شد. او پس از ۲۲ روز اعتصاب غذا، با ترخیص از بیمارستان به منزل به مرخصی رفته است تا لابد تجدید قوا نماید و به زندان باز گردانده شود . در شبکه های اجتماعی احتمال آزادی اسماعیل عیدی همراه درخواست وثیقه از خانواده عبدی و همچنین رسول بداقی ، هم مطرح شده است . لازم به ذکر است که رسول بداقی معلم نام آشنای تازه از زندان رها شده ، که برای ملاقات دوست دیرینه معلم زندانی بهشتی لنگرودی به  بیمارستان خمینی رفته بود با حمله هفت  نفر از مامورین روبرو می شوداین ماموران امنیتی چنان رسول بداقی را مورد ضرب و شتم قرار داده که به گفته شاهدان عینی احتمال شکستگی فک و بینی ایشان بسیار محتمل می باشد . بداقی را به همراه برادر همسرش به زندان امنیتی نامعلومی انتقال می دهند منتقل می کنند .
در این میان برای همه کسانی که با نگرانی اعتصاب غذای محمود بهشتی لنگرودی و جعفر عظیم زاده فعال کارگری و اسماعیل عبدی دبیرکانون صنفی معلمان تهران را دنبال می کنند و یا در تلاش رساندن پیام آنان  و حمایت هر چه گسترده تر از این اعتصاب غذا هستند، تردیدی وجود ندارد که ترخیص محمود بهشتی لنگرودی از بیمارستان یا حتی پایان این دور از اعتصاب غذا، به معنای پذیرش خواست های اصلی اعتصابیون نیست. مثلا محاکمه در دادگاه علنی با حضور وکیل و هیئت منصفه که از خواست های محمود بهشتی لنگرودی بود ، چنانچه اجرایی گردد بدون هیچ تردید به محاکمه سیاست های تبهکارانه حاکمیت در مورد آموزش و پرورش و مطالبات معلمان تبدیل می شود ، بنابراین رژیم جمهوری اسلامی به آن  تن نخواهد داد.
امروز همچون دیروز بخش بزرگی از فعالین سیاسی و آزادیخواهان دگراندیش در زندان ها که اساسا هیچ جرمی جز دفاع از حقوق انسانی شهروندی ندارند ، از تجدید محاکمه در دادگاه علنی وسیعا استقبال می کنند، حتی اگر هزینه چنین خواستی، اعتصاب غذا باشد. دستگاه قضایی که عملا آلت دست شکنجه گران و بازجویان امنیتی است ؛ از امنیتی کردن اعتراض به فقر، دستمزدها و حقوقهای زیر خط فقر دست برنمی دارد. به این دلیل ساده که شاهدیم اعتراضات صنفی مزد و حقوق بگیران دائما بیشتر می شود و هیچ چشم اندازی برای کاهش دامنه این اعتراضات نیست. اوضاع اقتصادی به قدری به هم ریخته است که هیچ چاره اندیشی حتی اگر فرض کنیم که مثبت و تاثیرگذار هم باشد به سادگی و کوتاه مدت قابلیت اجرایی شدن ندارد. علاوه بر این اگر اتهام تهدید علیه امنیت ملی را در اثر اعتصاب غذا و حمایت هایی که تا به امروز صورت گرفته حتی حذف کنند، بسرعت با موجی بزرگ از اعتصاب غذای سایر فعالان اجتماعی در زندان و با حمایت های گسترده تری از این اعتصاب ها در سطح داخلی و بین المللی روبرو می شوند. یعنی عقب نشینی در شرایطی که به غیر از زور و سرکوب ، اهرم دیگر ی برای مهار مردم ندارند و حتی نمی توانند دستمزدهای معوقه کارگران و معلمان حق التدریسی را پاسخ بدهند، بسرعت مردم را به پیشروی تشویق می کنند. بنابراین آزادی معلمان دربند بخشی از سیاست جنگ و گریز دستگاههای امنیتی هست. هدف شان اینستکه تمرکز مبارزاتی روی پرونده های اعتصابیون در درون و بیرون از زندان  و در سطح حمایت های بین المللی، کاهش پیدا کند، بیانیه های حمایتی حذف بشود، و بین خانواده ها و حامیان و فعالین اعصتابیون در بیرون از زندان شکاف بیافتد. ترخیص از بیمارستان محمود بهشتی لنگرودی و هر فعال صنفی و سیاسی و اجتماعی دیگر ، واکنش به فشار ناشی از اقدامات حمایتی و پیگیری خود محمود بهشتی لنگرودی در اعتصاب غذا و نامه شجاعانه او به رییس قوه قضاییه هم هست. نیروهای امنیتی با هدف ایجاد اختلاف در داخل زندان ،اقدام به جدا کردن جعفر عظیم زاده از اسماعیل عبدی کرده اند. این سیاست تبهکارانه و امنیتی را فقط با ادامه حمایت از خواست اعتصاب غذا می می توان درهم شکست. با آزادی هر کدام از اعتصابیون، طبعا کانون حمایت ها از یک فرد به نفرات بعدی منتقل می شود. البته در روزهای اخیر با  افزایش نگرانی از سلامت جسمی اعتصابیون شاهد درخواست هایی برای پایان دادن به اعتصاب غذا و ادامه مبارزه به شیوه دیگری از طرف بعضی از تشکل های مستقل بوده ایم.
این یک واقعیت آشکار استکه ؛ اعتصاب غذا آخرین تیر ترکشی هست که زندانی بعد از مقاومت و بازجویی پس دادن های متوالی در زندان،  برای دفاع از حرمت انسانی خودش، رساندن صدای اعتراضی اش به خانواده اش و همراه کردن مردمان جامعه با  حق خواهی اش به پای اعتصاب غدا می رود
فعال سیاسی زندانی اعم از معلم – کارگر – نویسنده – مدافع محیط زیست و اقلیت ملی و مذهبی و هر انسان آزادی خواه زندانی دیگری؛ با اعتصاب غذای خود ،چشم امید از مساعدت دولتی، و زندانبان و همه کائنات زمینی و آسمانی برمی دارد و به نیروی عدالت مطالبه اش، و حمایت مردم با وثیقه کردن جانش و دست زدن به اعتصاب غذا تکیه می کند. زندانبانان شرایطی ایجاد می نمایند و صدور احکام ظالمانه ، حاکمان شرع، عملا راهی جز اعتصاب غذا برای کارگر و معلم معترض در زندان باقی نمی گذارند . اما ما هم پا به پای تشکل های مستقل صنفی و کارگری بر خواست پایان اعتصاب غذا و ادامه مبارزه به شیوه های دیگر تاکید می کنیم. و بر آنیم تا ظلم و بیداد و نا امنیتی شغلی در جامعه است، مبارزه برای مطالبات معلمان و کارگران ادامه دارد.
جا دارد همراهی خودم را با بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر* بیان کنم که در بیانیه شان با ابراز امید به آزادی همه کارگران زندانی، معلمان زندانی و تمامی زندانیان سیاسی، خواهان این می باشند  که تمامی احکام زندان تحت عنوان "اجتماع  و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی"  ، و به خطر انداختن امنیت کشور ، لغو گردد. چنین باد!









به همبندان عزیزمان جعفر عظیم زاده، اسماعیل عبدی
دوستان! همبندان عزیز!
ما زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر، به اعتراض شما و بیانیه ای که به مناسبت اول مه منتشر کردید، ارج میگذاریم و از آن پشتیبانی میکنیم. شما براستی از حق ما زندانیان سیاسی و حق ما کارگران و ما مردم دفاع میکنید. اعتراض شما به فقر، دستمزدها و حقوقهای زیر خط فقر و بی تامینی، اعتراض شما به امنیتی کردن هر اعتراضی علیه این وضعیت تحت عنوان "اخلال در امنیت ملی" و برابر شدن آن با زندان، اعتراض همه ما کارگران و ما مردم است. ازجمله ما زندانیان سیاسی که امضا کننده این نامه هستیم تحت اتهاماتی از همین دست حکم زندان گرفته و بهترین سالهای زندگی مان را داریم در زندان میگذرانیم.
خوشحالیم که تشکلهای مختلف کارگری و معلمان و بسیاری از همکارانمان به این اعتراض پیوسته اند.  این حمایت ها نشان میدهد که ما بسیاریم.
اما اعتصاب غذای شما که از دهم  اردیبهشت واردش شده اید، بشدت ما رانگران وضعیت جسمی و سلامتی شما کرده است. ما وضعیت شما را متوجه هستیم. چه بسا بارها خودمان بخاطر اینکه صدایمان را به بیرون برسانیم ناگزیر شده ایم، با دست بردن به اعتصاب غذا فریادمان را بلند کنیم. اما نیرویی که همیشه به ما قدرت داده است، اتحاد و همبستگی هم طبقه ای هایمان و مردم معترض با خواستهای برحق ما بوده است.
دوستان اعتراض شما شنیده شد. صدای آن نه فقط در ایران بلکه در آنسوی مرزها انعکاس یافت. با اتکا به این حمایت ها و پشتیبانی ها  از شما میخواهیم که هر چه زودتر به اعتصاب غذایتان خاتمه دهید. بگذارید تا در کنار یکدیگر و با نیرویی قویتر خواستهایمان را پیگیر شویم و به جلو بریم. از اعتصاب غذای آقای محمود بهشتی نیز خبر داریم و سخنمان خطاب به ایشان نیز هست. و میخواهیم که در کنار ما باشد و به اعتصاب غذایشان خاتمه دهد.
به امید آزادی همه کارگران زندانی، معلمان زندانی و تمامی زندانیان سیاسی
تمامی احکام زندان تحت عنوان "اخلال در امنیت ملی" باید لغو شود
سهیل بابادی، محمد جراحی، بهنام ابراهیم زاده، زانیار مرادی، رمضان احمد کمال، احمد کریمی ، مهدی عظیمی، ابراهیم فیروزی، یاسر حمیدی شهرابی، حسین کاکاوند ، حمید نوروزی ، حسین غلامی آذر
٢١ اردیبهشت ٩٥، ١٠ مه ٢٠١٦

جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر
 *****
محمود بهشتی لنگرودی دبیرکل پیشین و سخنگوی فعلی کانون صنفی معلمان ایران در زندان بر پایه اعلان خبر نزدیکانش اعتصاب غذایش را به اعتصاب غذای خشک کشاند
جان این معلم فرهیخته در خطر است
======
محمود بهشتی در تاریخ سی و یکم فروردین ۱۳۹۵ با ارائه شش پرده از کارنامه نسل خود  با جسارتی کم نظیر نوشت : چرا اعتصاب غذا می کنم :



به نام خداوند جان و خرد

اینجانب محمود بهشتی لنگرودی، دبیرکل پیشین و سخنگوی فعلی کانون صنفی معلمان ایران در اعتراض به احکام ظالمانه‌ای که توسط قضات دادگاه‌های انقلاب، آقایان صلواتی و مقیسه برایم صادر گردیده و مجموعاً بنده را به 14 سال حبس محکوم کرده‌اند. از روز چهارشنبه اول اردیبهشت ماه 1395 تا زمان توقف اجرای حکم و برگزاری دادگاه علنی و قانونی مطابق اصل 168 قانون اساسی دست به اعتصاب غذا خواهم زد و به جز آب، چای، قند و نمک چیز دیگری نخواهم خورد.لازم به ذکر است مسولیت هر اتفاق ناگواری که طی مدت اعتصاب غذا و یا پس از آن برایم پیش آید ، متوجه تمام کسانی خواهد بود که در برابر تظلم خواهی اینجانب سکوت یا بی اعتنایی کنند.


چرا به چهارده سال حبس محکوم شدم؟

پرده اول:

انقلاب پیروز شد و پس از آن جنگ هشت ساله و فقر و نداری و خزانه خالی و تحمل و صبوری و همراهی قشری قانع که انقلاب را از خودشان می دانستند ومسوولان را هم .

پرده دوم:

جنگ به پایان رسید و دوران سازندگی آغاز شد و مسوولان شروع به تقسیم غنایم کردند و سهم خواهی ها باعث بروز تبعیض های آشکار و گسترده و حقوق هایی که هیچ تناسبی با تورم رو به افزایش نداشت و آغاز تدریجی زمزمه ها و اعتراضات.

پرده سوم:

دوران اصلاحات آغاز گردید و با باز شدن نسبی فضای کشور معلمان صاحب تشکل های مجوز داری با نام کانون های صنفی شدند ،کانون هایی که از همان ابتدای شروع فعالیت با موج رو به افزایش مطالبات و اعتراضات فرهنگیان مواجه بودند که حاصل آن برگزاری تجمعات و تحصن در سراسر کشور بود. نهایتا پس از بازداشت اینجانب به عنوان دبیرکل کانون صنفی معلمان و همچنین سخنگوی همین تشکل، پرونده ما به دادگاه انقلاب ارسال و پس از مدتی پرونده مذکور مختومه و برایمان منع تعقیب صادر گردید. دولت اصلاحات نیز با تشکیل کمیته های تحقیق به بررسی مشکلات معلمان پرداخت و در نهایت با وعده تنظیم لایحه مدیریت خدمات کشوری، فرهنیگیان و سایر کارمندان معترض به تبعیض را به اصلاح امور امیدوار نمود.

پرده چهارم

عمر دولت اصلاحات که در آخرین سال مدیریت خود لایحه مذکور را به مجلس تقدیم کرده بود به پایان رسید و دولت تاریخی احمدی نژاد روی کار آمد و در اقدامی شگفت انگیز تقاضای استرداد لایحه مدیریت خدمات کشوری را به مجلس ارایه داد. این امر فرهنگیانی را که پس از سالها انتظار به این لایحه دل خوش کرده بودند به خشم آورد و تجمعات گسترده ای مقابل مجلس شورای اسلامی شکل گرفت و تجمع کنندگان خواهان تسریع و اجرای بی قید و شرط لایحه مذکور شدند. اما این تجمعات مسالمت آمیز و بدون حاشیه با دخالت نیروهای سرکوبگر در روز 23 اسفند 85 به خشونت کشیده شد و تعداد بیشماری از فعالان سراسر کشور به حبس های کوتاه وطولانی مدت، اخراج ، تبعید و انفصال از خدمت محکوم شدند. که بنده هم به 4 سال حبس تعلیقی محکوم شدم.

پرده پنجم:

زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 88 فرا رسید. بسیاری از فرهنگیان یه ویژه فعالان صنفی و مدنی با دیدگاه مطالبه محور از کاندیداها خواستند که برنامه های خودشان را در رابطه با آموزش و پرورش ارایه نمایند تا با توجه به برنامه های ارایه شده نسبت به حمایت یا عدم حمایت از کاندیداها تصمیمی مقتضی اتخاذ کنند. در میان چهار کاندیدای ریاست جمهوری تنها احمدی نژاد بود که تشکل ها را به رسمیت نشناخت و از ارایه برنامه خودداری کرد و سایر کاندیداها با ارایه برنامه و تعهد به اجرای آن ها خود را در معرض انتخاب تشکل ها قرار دادند. حاصل این رایزنی ها توافق تشکل ها بر روی کاندیداهای رقیب و نفی دوران سیاه دولت احمدی نژاد بود.

اما پس از شمارش آرا و اعلام نتایج و حوادثی که پس از آن رقم خورد دولت مدعی مهرورزی انتقام گیری را آغاز و دست نیروهای تحت امر خود را برای سرکوب مخالفان بازگذاشت. در نتیجه موج جدیدی از دستگیریها و پرونده سازیها آغاز و درکنار سایر دوستان اینجانب مجددا با رای قاضی صلواتی در دادگاه چند دقیقه ای به 5 سال حبس تعزیزی محکوم گردیدم و این در حالی بود که هیج مستند محکمه پسندی برای صدور چنین حکمی وجود نداشت.

پرده ششم:

عمر دولت دوم احمدی نژاد نیز به پایان رسید و با همت آرای رای دهندگان دولت روحانی روی کار آمد. انتخابات سال 92 که با فعال شدن فضای مجازی از جمله وایبر و تلگرام همراه بود ، به باز شدن نسبی فضا به ویژه برای فرهنگیان که آتش زیر خاکستر بودند کمک موثری کرد و معلمان به برکت گروه های تلگرامی فعالیت های گسترده ای را آغاز کردند وگروههای 100 و 200 نفره مجازی در سراسر کشور شکل گرفت که حاصل اتحاد آن ها برگزاری تحصن ها و تجمعات خود جوش و بدون رهبریت خاص در سراسر کشور بود. این تحصن ها و تجمعات که در میانه راه با حمایت وهدایت کانون های صنفی معلمان سر و سامان یافته و عمدتا به تجمعات سکوت شهرت پیداکرده بود نه تنها مورد اعتراض دولت واقع نشد بلکه شخص رییس جمهور، بعضی از اعضای کابینه و وزارت کشور و حتی برخی نمایندگان شاخص مجلس خصوصا در هیات رییسه ، حق اعتراض معلمان را به رسمیت شناختند و قانونی بودن تجمعات مذکور را تایید کردند. اما با ورود و دخالت بخشی از سپاه به موضوع معلمان بار دیگر موج دستگیری ها آغاز و تعدادی از فعالان کانون از جمله اینجانب بازداشت و روانه زندان شدیم و پس از مدتی پرونده ها به دادگاه انقلاب ارسال گردید و اینجانب این بار با رای قاضی مقیسه به 5 سال حبس محکوم شدم که این رای هنوز در دادگاه تجدید نظر تایید نگردیده است.
درنتیجه مجموع احکام اینجانب محمود بهشتی لنگرودی معلم بازنشسته آموزش و پرورش و از اعضای با سابقه کانون صنفی معلمان در کشوری که ادعا شده بود آزادترین کشور جهان است به 14 سال رسید.


چرا اعتصاب غذا می کنم؟

گاندی می گوید: اگر ما نمی توانیم بصورت مردان و زنان آزاد زندگی کنیم باید از مردن خود شادمان باشیم. (همه مردم برابرند ص 255)



اگر چه اینجانب مطابق قوانین جاری کشور بویژه اصل 27 قانون اساسی هیچ یک از فعالیت های صنفی خود را جرم قلمداد نمی کنم اما بفرض احتمال مجرمیت مطابق اصل168 قانون اساسی جرایمی این چنین که با انگیزه های خیر خواهانه انجام می شود می بایست در دادگاه های عادی-علنی و با حضور هییت منصفه مورد بررسی قرار گیرد که متاسفانه به دلیل تعلل مسئولین و بلاتکلیفی این اصل مترقی قانون اساسی، بیش از 37 سال است که دادگاه های انقلاب به صورت غیرعلنی و غیر قانونی به بررسی این پرونده ها می پردازند و به واسطه احکام ظالمانه آن ها انسانهای بی گناه زیادی به بند کشیده شده و یا در انتظار روانه شدن به زندان ها هستند . و اینجانب همانگونه که شرح داده ام در 3 حکم مجزا در همین دادگاه های غیرعلنی به 14 سال حبس محکوم گردیده ام. لذا از آنجا که اعتراض را حق مسلم خود می دانم و گفنگوها و رایزنی ها را بی حاصل ، پیشاپیش از خانواده خود به ویژه همسر گرامیم که بیشترین آسیب ها را در صورت اعتصاب غذایم تحمل خواهد کرد صمیمانه عذر می خواهم، همچنین از اقوام و دوستان و سایر عزیزانی که با شنیدن خبر اعتصاب غذای مجدد من آزرده و رنجیده می گردند پوزش می خواهم.

به امید روزی که،
دوباره نغمه آزادی را
مرغان خوش نوا
برخاسته از خاکستر ققنوسهای شب ستیز
فریاد خواهند کرد
و سوگ سیاوشان
ما را
به فردایی پرغرور
وصبحی روشن
ازپس این شام تیره
رهنمون خواهد بود .
والسلام
محمود بهشتی لنگرودی

سی و یکم فروردین ۱۳۹۵

---------

مصاحبه اختصاصی حقوق معلم و کارگر با آدینه بیگی، همسر محمود بهشتی لنگرودی


متن زیر مصاحبه حقوق معلم و کارگر با آدینه بیگی، همسر محمود بهشتی لنگرودی، معلم زندانی است که از اول اردیبهشت ماه در اعتصاب غذا به سر می برد. بر اساس گفته های خانم بیگی، بهشتی لنگرودی به شدت بر ادامه اعتصاب خود تا رسیدن به خواسته های قانونی تاکید دارد.
متن مصاحبه را با هم می خوانیم:

حقوق معلم و کارگر:لطفا ما را در جریان آخرین وضعیت آقای بهشتی قرار دهید چرا ایشان وارد مرحله اعتصاب خشک شده اند؟
آدینه بیگی- بعد از رایزنی های مکرر با مسئولین در هر سه قوه، و بعد از سه مرحله اعتصاب غذا، از آنجا که هیچ توجه اساسی به موضوع و خواسته های قانونی ایشان نشد، دور جدید اعتصاب غذا را از ابتدای اردیبهشت آغاز کردند و در نهایت، به دلیل بی توجهی مسئولین، متاسفانه از روز دوشنبه سیزدهم اردیبهشت، این اعتراض را تبدیل به اعتصاب خشک مطلق کردند.

حقوق معلم و کارگر: ایشان در دوران مرخصی و پیش از اعتصاب در حال درمان بودند وضعیت پزشکی ایشان به چه صورت است؟
آدینه بیگی- وضعیت بیماری ایشان، به دلیل فرصت کم مرخصی، عملا در حال حاضر به عفونت شدید و خطرناک تبدیل شده است و با وجود نیاز جدی به مصرف داروهای آنتی بیوتیک قوی، به خاطر اعتصاب غذا نمیتوانند دارو را مصرف کنند.

حقوق معلم و کارگر: به نظر شما آقای بهشتی در چه صورت اعتصاب خود را خواهد شکست ؟
آدینه بیگی- ایشان در نامه شروع به اعتصاب غذا، ضمن شرح کامل روند فعالیت های صنفی معلمان و وضعیت فعلی خود، خواسته خود را، توقف اجرای حکم تا زمان اعاده دادرسی در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه، طبق نص صریح اصل ۱۶۸ قانون اساسی عنوان کرده اند و به شدت بر ادامه اعتصاب خود تا رسیدن به خواسته های قانونی تاکید دارند.

حقوق معلم و کارگر:دوستان و همکاران ایشان چه قدمهایی در راستای برآورده شدن مطالبات ایشان می توانند انجام دهند؟
آدینه بیگی: قطعا مهمترین قدمهای دوستان و همکاران، اطلاع رسانی، پشتیبانی از خواسته های به حق ایشان و پشتیبانی از این اعتصاب تا رسیدن به اهداف خواهد بود. مسئولین باید صدای تظلم خواهی معلمان زندانی را بشنوند. باید اضافه کنم امنیتی کردن فضا برای فعالیت صنفی معلمان ووارد کردن اتهامات بی اساس و بدون ارایه مستندات ، با عناوین امنیتی، برای معلمان و فعالین دلسوز صنفی قابل تحمل نخواهد بود.

برگرفته از سایت : حقق معلم و کارگر

=============

خانواده محمود بهشتی لنگرودی: از روز معلم اعتصاب غذا می کنیم


خانواده محمود بهشتی لنگرودی، معلم زندانی که از ابتدای اردیبهشت ماه در اعتراض به حکم ناعادلانه دادگاه در اعتصاب غذا به سر می برد، اعلام کرده اند از 12 اردیبهشت مصادف با روز معلم دست به اعتصاب غذا خواهند کرد.
متن پیام خانواده بهشتی به شرح زیر است:

به نام خداوند دادگستر

مسئولان محترم جمهوری اسلامی اعم از قوه قضاییه، مجریه و مقننه

از آنجا که عزیز دربندمان، محمود بهشتی لنگرودی، معلم و فعال صنفی محبوس در بندِ هفتِ زندان اوین، در اعتراض به احکام ظالمانه‌ای که توسط قضاتِ دادگاه انقلاب علیه ایشان صادر شده از روز چهارشنبه اول اردیبهشت 95، تن رنجور، نحیف و بیمار خود را محروم از غذا گذاشته وبرای سومین بار در هشت ماه اخیر، دست به اعتصاب غذا زده است و درخواست برگزاری دادگاهی علنی و قانونی، با حضور هیات منصفه، مطابق اصل 168 قانون اساسی برای رسیدگی به اتهامات خود را دارد و علیرغم اینکه به دلیل اعتصابهای مکرر و براساس شهادت مسئولان زندان، پایبند به رعایت شرایط اعلام شده اعتصاب غذاست و وضعیت خطرناکی را از سر می گذراند، تاکنون هیچ پاسخی دریافت ننموده‌است.
هم اکنون، ما خانواده این آزاده دربند جهت همراهی با ایشان از روز 12 اردیبهشت، مصادف با «روز معلم» و آغاز هفته‌ی معلم، در اعتصاب غذا با ایشان همراهی خواهیم نمود و از آنجا که اراده و ایمان تزلزل ناپذیر ایشان را در خود سراغ نداریم، این همراهی به مدت 2 روز ادامه خواهد داشت.
امیدواریم که گوش شنوا و وجدان بیداری برای این تظلم خواهی وجود داشته باشد. تاریخ و وجدان ملت آگاه ایران در آینده بر این روزها قضاوت خواهند داشت .


ازطرف خانواده محمودبهشتی لنگرودی

معلم زندانی و فعال صنفی معلمان


هیچ نظری موجود نیست: